در جهان امروز، دیگر کمتر کشوری پیدا میشود که هنوز بر سر حق آموزش زنان بحث کند. جهان مدرن سالها پیش به این نتیجه رسیده است که حذف زنان از آموزش، حذف نیمی از ظرفیت انسانی یک جامعه است و هیچ کشوری بدون زنان باسواد، آگاه و مستقل، به توسعه، ثبات و آیندهی روشن نمیرسد. به همین دلیل، محرومیت دختران از مکتب و دانشگاه، در هر گوشهی دنیا که رخ دهد، یک فاجعهی ملی و لکهی ننگ تاریخی تلقی میشود.
اما افغانستان زیر سلطهی طالبان، به استثنای تلخ جهان تبدیل شده است؛ جایی که هنوز بر سر ابتداییترین حق انسانی زنان «حق آموزش» جنگ جریان دارد. طالبان نهتنها دختران را از مکتب و دانشگاه محروم کردهاند، بلکه تلاش کردهاند حضور زنان را از فضای عمومی، از جامعه و حتا از آینده حذف کنند.
در چنین وضعیتی، محرومیت دختران از «آزمون سراسری کانکور» فقط محرومیت از یک امتحان نیست. این حذف سیستماتیک زنان از آیندهی افغانستان است. پنج سال میشود که کانکور در افغانستان بدون دختران برگزار میشود و جامعه، آرامآرام با یکی از خطرناکترین شکلهای آپارتاید جنسیتی در جهان عادت داده میشود.
تمام انسانهای جهان بدون استثنا و البته غیر از گروه طالبان و حامیان این گروه، باور دارند و بسیار پیشتر از امروز به این نتیجه رسیدهاند که جهان بدون زنان آگاه و باسواد، جهان تاریک و عقبماندهای خواهد بود. واقعیت این است که امروز در جهان مدرن دیگر بحث اصلی بر سر این نیست که زنان کار کنند یا نه و دختران به مکتب بروند یا نه. چنین بحث و جدالی فقط در افغانستان زیر کنترل گروه طالبان داغ است. برای مردمان کشورهای دیگر، اگر تبعیض جنسیتی و موضوع مکتب و دانشگاه دختران مثل این که امروز در افغانستان جریان دارد، پیش آید، بدون شک که آن را پایان تاریخ مدنی و لکهی ننگ در تاریخ خود میپندارند و برای از بینبردن آن اقدام میکنند؛ اما در افغانستان چنین وضعیتی در حال عادیشدن است. پنج سال شده است که دختران از اشتراک در «آزمون سراسری کانکور» محروم هستند، این موضوع کشنده و تکاندهنده، امروز کمتر مورد توجه و بحث قرار میگیرد.
پیش از تسلط طالبان؛ دختران و راه دشوار دانشگاه
در سالهای پیش از تسلط طالبان و محرومیت دختران از «آزمون سراسری کانکور»، چوکیها در دانشگاهها ضمن اعمال تبعیضها و سهمیهبندی از سوی حکومت اشرف غنی، به شدت رقابتی بود و به ویژه در میان مردم هزاره، زن و مرد، پیر و جوان، هر کس به سهم خود تلاش میکرد که فرزندان خود را حمایت کند تا در کانکور اشتراک کنند و از این راه به جایی برسند.
مردان کهنسال از بام تا شام با یک کراچی دستی در پیش روی دکانها و فروشگاهها مینشستند تا کسی یک بوجی آرد و برنج بخرد و آنها بتوانند در بدل انتقال آن به خانههای مردم، ۲۰ افغانی بگیرند و نان خشکی با خود به خانه ببرند؛ اما هرگز اجازه نمیدادند که دختران و پسران شان از رفتن به مکتب و مرکزهای آموزشی محروم شوند.
یک فرهنگ بسیار قوی و قشنگ از دل محرومیتها، فقر و پیشینهی تیرهی مردم هزاره در حال گسترش بود و کمکم جان میگرفت. آن فرهنگ، فرهنگ دانشجویی و روشناییطلبی بود. اگر کشور به طالبان تسلیم داده نمیشد و دختران از آموزش، تحصیل و اشتراک در «آزمون سراسری کانکور» محروم نمیشدند، آن فرهنگ انسانیای که در میان مردم ترویج شده بود و مردم همه به این باور رسیده بودند که با دختران باسواد، دختران دانشجو و زنان دانشمند میشود آیندهی خوبی رقم زد، امروز افغانستان به جای بهتری قرار داشت تا این که اکنون با یک نسل افسرده و ناامید شاهد تاریکی مطلق در سرنوشت خود هستیم.
در آن سالها، کانکور فقط یک امتحان نبود؛ برای هزاران خانوادهی فقیر افغانستان، کانکور مرز میان فقر و امید بود. خانوادهها سالها رنج میکشیدند تا یک دختر یا یک پسر بتواند وارد دانشگاه شود. در غرب کابل، بامیان، دایکندی، غور و ولسوالیهای محروم، جوانان شبها تا صبح درس میخواندند و خانوادهها با امید نتیجهی کانکور زندگی میکردند.
امروز طالبان فقط دروازهی دانشگاهها را نبستهاند؛ آنها امید را هدف گرفتهاند. نسلی را که میتوانست افغانستان را تغییر بدهد، به اجبار خانهنشین کردهاند. دخترانی که تا دیروز برای کانکور آماده میشدند، امید، انرژی و انگیزه داشتند، امروز در میان سایه و تاریکی نشسته و آیندهی خود را در سکوت تماشا میکنند.
کانکور طالبانی؛ رقابت ناقص در نبود دختران
در این روزها گروه طالبان «آزمون سراسری کانکور» را در ولایتهای افغانستان برگزار میکند. در روز پنجشنبه ۳۱ ثور ۱۴۰۵، دانشآموزان پسر در ولایت بامیان به این آزمون طالبانی اشتراک کردند و بدون حضور دختران وارد یک رقابت ناسالم و فضای آلوده با تبعیض و آپارتاید جنسیتی، پارچههای امتحان را پس دادند.
میرزاحسین دانشآموزی از ولسوالی یکهولنگ که در آزمون کانکور اشتراک کرده است، از محرومیت خواهرانش ناراحت و اندوهگین است. او میگوید: «من در امتحان کانکور اشتراک کردم. مطمیین هستم که در یکی از انتخابهای برتر خود کامیاب میشوم. من با آمادگی کامل امتحان دادم. در کابل آمادگی کانکور خواندم و در امتحانهای آزمایشی همیشه بالای ۳۰۰ نمره میگرفتم. چیزی که برای من به حیث یک پسر دانشجو و از خانوادهای که سه دخترش از درس محروم هستند، دردناک است، وضعیت خواهرانم است. خیلی ناراحت هستم که خواهرانم نتوانستند همراه من امتحان بدهند.»
پس از تسلط طالبان بر افغانستان، این پنجمین سال است که کانکور مردانه و طالبانی است و هیچ دختری حق اشتراک در این آزمون مهم و سرنوشتساز را ندارد. این حق را طالبان از دختران گرفتند. پنج سال محرومیت از کانکور جامعهی افغانستان و به ویژه زنان و دختران را به طور جبرانناپذیری آسیب زده است که هیچ اقدامی نمیتواند جای دختران در دانشگاهها را پر کند.
میرزاحسین میگوید که سه خواهرش در خانه نشسته و منتظر سرنوشت خود هستند و آنها از این که نمیتوانند درس بخوانند و در آزمون کانکور اشتراک کنند، همیشه رنج میکشند و در ناامیدی به سر میبرند. خانواده و مادر و پدر میرزاحسین، همانقدری که به آموزش و تحصیل پسران خود اهمیت میدهند، خواهان آموزش و تحصیل دختران خود هم هستند: «شاید نتوانم به قدر کافی خواهرانم را درک کنم. من یک پسر و یک مرد در جامعهی افغانستان هستم که میتوانم درس بخوانم، بیرون بروم و تا جای ممکن برای آیندهی خود تصمیم بگیرم؛ اما به خوبی میبینم که خواهرانم چه دردی میکشند و این وضعیت چهقدر برای آنها سخت است.»
میرزاحسین میگوید که به لحاظ رقابتی، در این سالها، کانکور آنطوری که تا سال ۲۰۲۱ بود، رقابتی نیست. محرومیت دختران از این آزمون و وضعیت عمومی در سایهی طالبان، باعث شده است که انگیزهی پسران به درسخواندن کمتر شود و در این سالها میزان اشتراکنندگان در میان پسران هم پایین آمده است و این که دختران هم حضور ندارند، رقابت واقعی برسر چوکیها در دانشگاهها وجود ندارد.
ادامهی وضعیت و آیندهی افغانستان
دو دختر محمد با آمدن طالبان خانهنشین شدند و نتوانستند در آزمون کانکور اشتراک کنند. محمد که دو دختر دیگرش تحصیلکرده هستند و دختر بزرگش تا سویهی ماستری در کشور هند درس خوانده است، میگوید که تا کنون هیچ چیزی تا این حد او را شکنجه نکرده است که محرومیت دو دخترش از آموزش و اشتراک در آزمون کانکور درد جانکاهی برای هر سال او بوده است: «هر سال که امتحان کانکور شروع میشود، من فقط درد میکشم. پسرم درس خوانده. دو دختر کلانم درس خوانده و کار کردهاند. انتظار داشتم این دو دخترم هم دانشگاه بروند و برای آیندهی خود خود شان تصمیم بگیرند. این رنج پنج سال است مرا شکنجه میکند. برای مادر شان هم این محرومیت خیلی سنگین تمام میشود.»
محمد باور دارد که ادامهی این وضعیت، جامعهی افغانستان را با بحرانهای جدی روبهرو خواهد کرد و این که در جامعه دیگر زنی نباشد که در بخشهای پزشکی – صحی تخصص داشته باشد و زنی نباشد که از لحاظ آگاهی و علمی الگوی جامعه شود، زنان بیشتر به یک زندگی تحقیرآمیز عادت خواهند کرد و الگوهای خشن مردانه زنان را دوباره به وضعیتی خواهند برد که آنها مجبور شوند سرنوشت تاریک در چارچوب فرهنگ زنستیزانه را بپذیرند: «امیدوار هستم که طالبان سرنگون شوند. مکتب و دانشگاه به روی دختران باز شوند. دختران بتوانند آزادانه درس بخوانند و با پسران در کانکور و در هر بخش زندگی رقابت کنند. در غیر آن، این وضعیت زنان را به روزگاری برمیگرداند که مادران و مادرکلانهای ما زیسته و تجربه کردهاند. تاریخ افغانستان برای زنان هیچگاهی یک فرصت مناسب ایجاد نکرده است و طالبان بدترین تجربهی تاریخ این کشور برای زنان هستند.»
با این وصف، اگر یک اقدام مناسب برای تغییر وضعیت صورت نگیرد و تا دو سال دیگر باز هم طالبان با چنین رفتار و تکرار آپارتاید جنسیتی ادامه داشته باشند، زنان بیشتر آسیب خواهند دید. کانکور مردانه و طالبانی، رفتارها طبق دستورهای طالبان و در کل زندگی بر اساس خواستها و فرمانهای این گروه افغانستان را دیگر هم تاریکتر خواهد کرد.
ادامهی این وضعیت، فقط آیندهی دختران را نابود نمیکند، آیندهی کل افغانستان را از بین میبرد. جامعهای که زنان آن از آموزش محروم باشند، در حقیقت خود را از نیروی تفکر، تخصص، خلاقیت و تغییر محروم کرده است. کشوری که دخترانش نتوانند درس بخوانند، دیر یا زود با فقر گستردهتر، وابستگی بیشتر، خشونت عمیقتر و عقبماندگی خطرناکتری روبهرو خواهد شد.
حذف دختران از کانکور، ساختار اجتماعی افغانستان را نیز تغییر داده است. وقتی دختران اجازهی درسخواندن ندارند، خانوادهها نیز کمکم امید خود را از دست میدهند. وقتی دختران نتوانند داکتر، استاد، خبرنگار، قاضی، نویسنده و پژوهشگر شوند، جامعه در آینده با یک خلای عمیق انسانی و تخصصی روبهرو خواهد شد.
طالبان با حذف دختران از کانکور، به طور مستقیم به جنگ آینده رفتهاند. جنگ با آیندهی یک کشور و کل جمعیت آن مایهی شرمساری تاریخی برای این گروه خواهد بود و تاریخ با شرمساری و خجالت طالبان به یاد خواهد آورد.
امروز افغانستان به کشوری تبدیل شده است که در آن، نیمی از جمعیت فقط به دلیل جنسیت خود از حق آموزش محروماند. این وضعیت فقط یک بحران آموزشی نیست؛ بلکه یک بحران تمدنی است.
پنج سال کانکور بدون دختران، فقط پنج سال حذف آموزشی نیست، پنج سال خاموشکردن رویاها، پنج سال فرسودهکردن امید و پنج سال تاریکترشدن افغانستان است.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه