شجاعت، یعنی زن بودن چند شب پیش، کتابی را مطالعه میکردم که در قسمتی از آن نوشته شده بود:… سپتامبر 15, 2026 95
چهل روز در چنگ پشههای دنگی و هفت ماه دور از خانواده پرویز و دو پسرش پس از ۴۰ روز ماندن در اردوگاه اخراج مهاجران در پاکستان،… سپتامبر 15, 2026 114
ولی ما فقط یک زندگی عادی میخواستیم من هیچ وقت یلدا را فراموش نخواهم کرد. او در هر شرایطی همیشه درس میخواند… سپتامبر 14, 2026 114
وقتی فکرها تغییر کنند، دنیا هم تغییر میکند صبح یکی از روزهای بهاری بود. زهرا مثل هر روز بَیک خود را برداشت و… سپتامبر 14, 2026 106
در تاریکی به دنبال روشنایی یک روز از نانوایی نان گرفتم و به سمت خانه حرکت کردم. در راه، بچهها… سپتامبر 14, 2026 120
دختران فراموششدهی روستا بعد از مدتها دلم هوای روستای خود ما را کرد. به پدرم گفتم که میخواهم… سپتامبر 14, 2026 100
جنسیتش اجازه نداد تا جلوتر برود… او دختری بود که سالها برای رسیدن به آرزوهایش تلاش کرده بود. روزهایی که بسیاری… سپتامبر 14, 2026 109
سکوت این زندگی را باید شکست خوشبختی در این سرزمین مثل درختی است که دیر گل میدهد و اگر این درخت… سپتامبر 14, 2026 95
یک پیاله چای و چند خاطره چای تازه دم کشیده بود. بخار نازکش آرامآرام از دهانهی پیاله بالا میرفت و در… سپتامبر 13, 2026 110
هیچگاه برای آموختن دیر نیست روزگاری در قریهای دورافتاده، دخترکی به نام فایزه به دنیا آمد. او در خانوادهای بزرگ… سپتامبر 13, 2026 110
من دخترم، سیاه سر نیستم کتابهایم در دستم بود. با همان چهرهی خسته که از راه دورِ مکتب به سمت… سپتامبر 13, 2026 111
ما زنان برده نیستیم…! هدف چیزی است که برای رسیدن به آن در زندگی تلاش میکنیم، سختیها را تحمل… سپتامبر 13, 2026 105