از ترس طالبان در خیابان تا ترس از خانواده در خانه برای محبوبه و معصومه، یک روز عادی برای خرید به بازار، به یکی از ترسناکترین… سپتامبر 10, 2026 183
آنکه دنیایت را جهنم میسازد… دنیا با همهی رنگارنگی و زیباییهایش گاه برای بعضیها تار میشود؛ گویا که هیچ رنگی… سپتامبر 9, 2026 109
ارزانتر از جان یک کودک… گاهی فکر میکنم بزرگترین اشتباه ما این است که خیال میکنیم هیولاها فقط در قصهها… سپتامبر 9, 2026 130
آیا رویاهایم دستنیافتنی باقی خواهند ماند؟ میخواهم بار دیگر کلمات را آذین کنم و از رویاهایی بنویسم که دیگران آن را… سپتامبر 9, 2026 103
دختری که رویاهایش را دستفروشی میکرد هوا خیلی گرم بود و به سختی میشد نفس کشید. مجبور بودم به بازار بروم… سپتامبر 9, 2026 114
دردهایی که از گفتنش عاجزم… هیچ دختری به اندازهی یک دختر در افغانستان درد نکشیده است؛ از آن دردهایی که… سپتامبر 9, 2026 128
قلبم شکست؛ اما من نشکستم امروز نیز روزی بود که دلم خون شد. برایم عادت شده که هر چند روز… سپتامبر 8, 2026 137
رها کردن آسان نبود او از همان سالهای کودکی، زمانی که هنوز دانشآموز صنف سوم مکتب بود، بهجای بازی… سپتامبر 8, 2026 140
در آغوش کتاب در یک روز گرم و آفتابی، در خانه نشسته بودم و مشغول خواندن کتابی بودم؛… سپتامبر 8, 2026 143
خودت را پیدا کن بعضی وقتها در زندگی نمیتوانیم تصمیم درست بگیریم. در میان هیاهوی دنیا، آنقدر به صداهای… سپتامبر 8, 2026 117
آن روز را هرگز فراموش نمیکنم آن روز را هرگز فراموش نمیکنم و نخواهم کرد؛ روزی که آرزوهایم به یکباره تغییر… سپتامبر 8, 2026 323
«زیر خیمهها» در محاصرهی طالبان؛ هزارهستیزی و اخاذی در بازار جبرییل بازار نگین، معروف به «زیر خیمهها» یا «شلوغبازار»، برای مردم جبرییل هرات فقط مجموعهای از… سپتامبر 8, 2026 185