من حسود نیستم، فقط حقم را میخواهم آیا من حسودم؟ شاید… اما من به زندگی راحت حسادت میکنم، به حقی که از… جولای 9, 2026 114
من؛ ستارهای که همیشه پشت ابر پنهان نمیمانم امشب در حویلی نشستم تا کمی حال و هوایم تبدیل شود. چشمانم به ستارهها خورد… جولای 9, 2026 125
وقتی خانواده اولین زخم را میزند! هر بار که از شجاعت حرف میزنند، بیاختیار به چهرهی دختری فکر میکنم که شاید… جولای 9, 2026 122
اعتماد (۴۴): علوم اجتماعی؛ نقطهی ثقل میدان فردای همان روزی که از غزنی برگشتم، دوباره به علوم اجتماعی رفتم. این بار قصدم… جولای 9, 2026 765
کتابی که روح مرا تکان داد یک روز در کنج خانه نشسته بودم و کتاب «چه کسی پنیر مرا برداشت» را… جولای 8, 2026 208
پشت هر زن موفقی، یک مادر شجاع است مادران سرزمین شجاع افغانستان زنانی از جنس امید و پر از استقامت هستند. قصههای آنان… جولای 8, 2026 256
«از میان این دخترها یکی را انتخاب کن!» او به پسرش گفت: «جان مادر، ببین و از میان این دخترها یکی را انتخاب… جولای 8, 2026 269
کودکان کار و مسوولیت ما امروز قلم من سنگین است چون که میخواهم از کودکانی بگویم که در سراسر جهان،… جولای 8, 2026 258
یک تماس و دو حس متفاوت؛ از کامیابی پسرم، به خاطر دخترانم نمیتوانم شاد باشم شام دوشنبه، ۱۵ سرطان ۱۴۰۵، ساعت حدود ششونیم بود که تلفن خانهی مریم زنگ خورد… جولای 8, 2026 159
روایت مبارزهی من بعد از تغییر رژیم، بعضی دختران را خانوادههایشان به اجبار به شوهر دادند. من نیز… جولای 8, 2026 170
«دریچهی ذهنت را باز نگهدار» هر کس نسبت به زندگی و دنیا دیدگاه متفاوتی دارد و هر شخصی با یک… جولای 8, 2026 147
دانههای امید، در دل مرداب دیری است از هیاهویی که در شهر پیداست میترسم. ترس و هراس در سلولهای مغزم… جولای 7, 2026 159