روزی که امر به معروف وارد کورس شدند روزِ چهارشنبه، مثلِ هر روزِ زمستان، صبحِ زود از خواب بیدار شدم. اول وضو گرفتم… سپتامبر 20, 2026 166
ما شکستناپذیر هستیم همهی ما دختران بارها برای دختر بودن ما از طرف خانه و جامعهی خود طرد… سپتامبر 20, 2026 131
بغضی که در وسط نوشتن حاکم میشود هوای خوبی بود؛ باد شروع به وزیدن کرده بود و برگهای درختانِ چنار در هوای… سپتامبر 20, 2026 113
اگر راهِ دیگری باشد چه؟ در شهری دور، میان کوچههایی که صبحها با صدای رفتوآمدِ مردم بیدار میشد و شبها… سپتامبر 20, 2026 118
بازگشت از نیوزیلند به کابل؛ چشمدیدهای نصرالله از افغانستانِ زیر کنترل طالبان پنج سال دوری از سرزمین مادری، برای نصرالله تنها فاصلهگرفتن از یک سرزمین نبود؛ بلکه… سپتامبر 20, 2026 164
کاش بعضی خاطرهها را بتوان فراموش کرد! «هیچکس در مکتب نماند. سریع کتابهایتان را جمع کنید و مستقیم خانه بروید. طالبان نزدیک… سپتامبر 19, 2026 130
سه روزی که فکر کردم آیندهام مرده است در افغانستان، آدم همیشه منتظر خبرهای بد است. انگار از کودکی به ما یاد دادهاند… سپتامبر 19, 2026 119
زن ناقصالعقل است یا عقل تو ناقص؟ مردمانی که کلمهی «ناقصالعقل» را صفتی برای زن میدانند، آیا خود عقلِ مکملی دارند؟ بارها… سپتامبر 19, 2026 140
دختر در ازای نان گرسنگی و فقر در شهر میان همهی مردم، به جز سیاستمداران، مانند یک ویروسِ ساری… سپتامبر 19, 2026 116
پدرم؛ قهرمان دور از خانه نمیدانم این نامه را چگونه آغاز کنم؛ با بغضی که در گلویم گیر کرده است… سپتامبر 19, 2026 116
نام من ادامهی ناتمام مادرم مادرم همیشه میگفت: «دختر، تو مادر خوبی میشوی.» هر بار این را میگفت، لبخند میزدم.… سپتامبر 17, 2026 129
از سرزمینی که عشق را پنهان میکنند میگویند آدمها را با جغرافیایشان میشود شناخت. اگر این حرف درست باشد، من دختری هستم… سپتامبر 17, 2026 117