دستان خالی پدر هنوز آفتاب بهطور کامل از پشت کوهها سر نزده بود؛ اما مردی که سالها بار… ژوئن 27, 2026 80
خیابانهای خالی از زنان و دختران امروز هم مانند هر روز، ساعت دو و نیم بعد از ظهر آماده شدم تا… ژوئن 27, 2026 103
آواره از بهسود، درمانده در کابل؛ پدری که جنگ، کوچیها و طالبان رؤیای دخترانش را گرفتند محرمحسین مرد ۵۲سالهای است که در کابل – دشت برچی زندگی میکند. او از بام… ژوئن 27, 2026 133
فقط آرزو داشتم روزی به دانشگاه بروم من مرتکب هیچ گناهی نشدم. هیچ کاری که علیه دین اسلام باشد انجام ندادهام. من… ژوئن 25, 2026 101
خاطراتی با بوی حسرت یک نگاه به افغانستان کافیست تا تمام زخمهای صورت ما را ببینید، همان زخمهایی که… ژوئن 25, 2026 98
میان این همه ترس، از دینی که اجباری میشود… این روزها بیشتر از ترس، میان دوراهیهای عجیب روزگار قرار دارم؛ بین اینکه بجنگم یا… ژوئن 25, 2026 76
اعتماد (۳۸) – غرب کابل؛ ناحیهای که ایستاد در یادداشت پیشین، از صادق سیاه، نصیر سوز و فرمانده شفیع یاد کردم؛ از انسانهایی… ژوئن 25, 2026 560
واقعیتهایی که با آن دستوپنجه نرم میکنیم آن روز از اول حس خوبی نداشتم؛ اما نمیدانستم چرا؟ طبق روال همیشگی آماده شده… ژوئن 24, 2026 93
ما هنوز هستیم؛ اما نیستیم! گاهی فکر میکنم درد ما آنقدر طولانی شده که دیگر کسی صدایش را نمیشنود. ما… ژوئن 24, 2026 90
حس باران، روایتی از آسمان برای یک دختر احساسات از کجا پیدا میشوند؟ از جایی که فقط انسان آن را تجربه کند؟ یا… ژوئن 24, 2026 83
بهانهها؛ ضرب صفر برای رؤیاهایم در حال برنامهریزی بودم و به همهچیز فکر میکردم؛ به سختیهایی که سر… ژوئن 24, 2026 87