نام من ادامهی ناتمام مادرم مادرم همیشه میگفت: «دختر، تو مادر خوبی میشوی.» هر بار این را میگفت، لبخند میزدم.… سپتامبر 17, 2026 91
از سرزمینی که عشق را پنهان میکنند میگویند آدمها را با جغرافیایشان میشود شناخت. اگر این حرف درست باشد، من دختری هستم… سپتامبر 17, 2026 89
نامهای از یک دختر افغان به نام روزهایی که در میان خاطرات ما گم شدند، به نام دخترانی که سالهای… سپتامبر 17, 2026 104
آرزوهایی که در قفس نمیماند وقتی فقط ده ساله بودم، به این فکر میکردم که وقتی صنف دوازدهم را تمام… سپتامبر 17, 2026 137
به خاطر آبروی پدرم… به او میگویند: «تحمل کن! چه کاری از دستت برمیآید؟ میخواهی پس از ۲۰ سال… سپتامبر 17, 2026 182
از رویای قابله شدن تا تلاش برای زندهماندن در ششمین سال تسلط طالبان بر افغانستان، زندگی بسیاری از مردم، بهویژه زنان و دختران،… سپتامبر 17, 2026 107
خواهرم، هرگز دروغها را باور نکن! قلمم را در دست گرفتهام. ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر را نشان میدهد. مدتهاست چیزی… سپتامبر 17, 2026 94
بلندپرواز برای اکثر ما به عنوان دختر، کلمهی «بلندپروازی» کلمهای ممنوعه به حساب میآید. برای بعضی… سپتامبر 16, 2026 103
اگر یک در بسته شود…! گاهی تنها چند دقیقه کافی است تا زندگی یک انسان برای همیشه تغییر کند. من… سپتامبر 16, 2026 110
«شیشهای» که زندگی او را خاکستر کرد صدای مادرم به گوشم میآمد: «چای بیار!» فهمیدم که مهمان آمده است، اما نمیدانستم چه… سپتامبر 16, 2026 83
روایت لبخندهای پنهان زندگی خوب یا بد میگذرد؛ سختتر از قبل، اما استوارتر از همیشه. در صنف نشسته… سپتامبر 15, 2026 126
در میان همهی محدودیتها پدرش چیزی نمیگفت؛ اما دختر با تمام وجودش میفهمید که کسی در خانه برای او… سپتامبر 15, 2026 84