هیچچیزی باارزشتر از خودت نیست، دختر! میدانید، همهی ما انسانها تا زمانی که از طرف یک عامل بیرونی آسیب نبینیم، قدر… اکتبر 4, 2026 96
کابل، شهر وحشت عقربهی زمان، ساعت سه بعد از ظهر را نفس میکشید. آفتاب بساطش را کامل پهن… اکتبر 4, 2026 133
آیا آزادی، تواناییِ خواستن است؟ فکرهای عجیبی در سرم جولان میدهند. «چرا»های زیادی در گوشهی ذهنم وجود دارند که خودم… اکتبر 4, 2026 98
ای کاش ستاره میبودم! شب بود. طبق معمول هر شب، غذا را آماده میکردم و به همه میدادم. در… اکتبر 3, 2026 127
یک سرنوشت در دو نسل مادر میتوانست مکتب برود. با ذوق از چند سالی که مکتب میرفت برایم قصه میکرد.… اکتبر 3, 2026 100
یک روز با همصنفیهایم دوست دارم وقتی کتابهایم را باز میکنم، فقط در میان کلمات و واژگان کتاب باشم.… اکتبر 3, 2026 85
هنوز در کنج دلم نور امید روشن است زندگی همچو رودی زیبا میگذشت و میرفت. روزها، روزها، سالها و سالها بدون هیچگونه تغییری… اکتبر 3, 2026 110
من هنوز رویای پرواز دارم… وقتی کودک بودم، به آسمان علاقهی خاصی داشتم. دوست داشتم به آسمان بروم و لمسش… اکتبر 3, 2026 101
تنها حرف پدرم به من: تسلیم نشو! روایت تلخ یک رویا؛ هدیه ناز و کتابهایی که هنوز در آغوش دارد. پنج سال… اکتبر 1, 2026 125
ذهن ما باز و هنوز فعال است نمیگذارند ما نفس بکشیم. با گلویی که به خشخش افتاده و دیگر نای ادامه دادن… اکتبر 1, 2026 135
خواستن و نتوانستن؛ گردابی در «غروب پروانه» گاهی فکر میکنم خوشبختی شاید همین باشد: اینکه یک نفر را دوست داشته باشی و… اکتبر 1, 2026 112
بامیان؛ جایی که با دلم شناختم محبوب من! آدم چقدر میتواند خوشبخت باشد که در بامیان زندگی کند؛ صبح را با… اکتبر 1, 2026 104