نامهای قبل از رفتن نمیدانستم دقیقاً دنبال چه چیزی بالا و پایین میرفتم، از دست کشیدن روی صفحهی موبایل… ژوئن 28, 2026 66
از تکان موتر تا تکان زندگی؛ سفر عجیبی است! من حالا در ادارهی مکتب خود، نزدیک بخاری نشستهام. دیشب هُشدار موبایلم را برای ساعت… مارس 1, 2026 66
رویای من؛ دختر بودن دیگر جرم نباشد رویای من این است که روزی در افغانستان، «دختر بودن» دیگر جرم نباشد. در سرزمینی… مارس 19, 2026 66
نزدیک به پنج سال بلاتکلیفی؛ از ۱۳۹۹ تا امروز شبی مادرم بود و عمهام که همراه خانوادهاش قصد داشتند به ترکیه بروند. در مرز،… مارس 18, 2026 66
الفبای زندگی دخترک و باران حسرت روی گونههایش آب از سروصورتش میچکید. صدای برخورد پرشتاب قطرات خشمگین باران با آسفالت سرک، در آن… آوریل 19, 2026 66
دیدار با داکتر شکردخت جعفری: من هرگز بیانگیزه نشدهام زندگی همچون یک سفر بیپایان است، پر از لحظات و داستانهای پرفراز و نشیب که… مارس 5, 2026 66
خودم رفتم؛ اما قلمم هنوز فریاد میزند چهار سال گذشته است؛ چهار سال سکوت، چهار سال اشک، چهار سال انتظار. فریاد خاموش… فوریه 11, 2026 66
چادری شرط تسلیم شدن من نیست به قصد آموختن علم، کتابهایم را برداشتم. لباس سیاه پوشیدم، چادر سیاه را به سر… آوریل 15, 2026 66
دستان خالی پدر هنوز آفتاب بهطور کامل از پشت کوهها سر نزده بود؛ اما مردی که سالها بار… ژوئن 27, 2026 66
من دخترم؛ صدای تغییر و امید در سرزمین افغانها در جامعهای که ارزشهای قدیمی و محدودکننده بر زنان تحمیل میشود، من داستانی دارم که… فوریه 11, 2026 66
مکتب یا زندان؟ روایتی از مکتبهای پسرانه در افغانستان ساعت ۶:۰۰ شام به وقت کابل، من و خواهرم پس از پایان فعالیتهای روزانهی خود… فوریه 16, 2026 65
متوقف شدن، پایانِ کار نیست خیلی آرام به زندگی گفتم: «تو مانع رسیدن به آرزوهای ما نیستی»؛ ولی خیلی به… می 24, 2026 65