گاهی انسان در سکوت شب، زمانی که از هیاهوی زندگی فاصله میگیرد، از خود میپرسد آیا من زندگیام را میسازم یا زندگی مرا میسازد؟ این پرسشی است که شاید بارها از ذهن هر انسانی گذشته باشد؛ پرسشی که پاسخ آن میتواند مسیر یک عمر را تغییر دهد. بسیاری از انسانها زندگی را مانند قطاری میبینند که آنها تنها مسافران آن هستند؛ قطاری که بدون اراده و انتخابشان حرکت میکند و آنها فقط از پنجرهاش به روزها و سالهای عمر خود نگاه میکنند. هر گاه اتفاق خوبی رخ دهد، آن را لطف سرنوشت میدانند و هر گاه با شکست روبرو شوند، تقدیر را مقصر میدانند؛ اما آیا واقعاً زندگی همین است؟ آیا ما فقط تماشاگر داستانی هستیم که از قبل نوشته شده است؟
حقیقت این است که خداوند به انسان قدرت انتخاب داده است، قدرتی که میتواند سرنوشت او را دگرگون کند. انسان زمانی به اوج میرسد که مسئولیت زندگی خود را بپذیرد. زمانی که به جای شکایت از شرایط برای تغییر آن تلاش کند و به جای ترس از شکست، شجاعت شروع کردن را داشته باشد؛ اما وقتی از ساختن سرنوشت سخن میگوییم، باید بدانیم که همه انسانها از فرصتهای یکسان برخوردار نیستند. امروز در افغانستان دختران بسیاری هستند که رؤیاهای بزرگی در سر دارند؛ رؤیای داکتر شدن، معلم شدن، خبرنگار شدن و خدمت به جامعهی خود؛ اما شرایط به گونهای رقم خورده است که راه رسیدن به برخی از این آرزوها دشوار شده است. گاهی انسان میخواهد معمار زندگی خود باشد؛ اما ابزار ساختن آن از او گرفته میشود.
با این حال، هیچکس نمیتواند امید، اراده و ایمان به آینده را از قلب انسان بگیرد. تاریخ بارها ثابت کرده است که حتی در تاریکترین روزها نیز چراغ امید خاموش نمیشود. اگر به زندگی انسانهای موفق نگاه کنیم، میبینیم که آنها نیز روزی مانند ما بودند. آنها نیز با مشکلات، کمبودها و ناامیدیها روبرو شدند؛ اما تفاوتشان در این بود که اجازه ندادند شرایط برایشان تصمیم بگیرد. آنها تصمیم گرفتند برخیزند، بجنگند و آیندهای بهتر بسازند، آنان معمار زندگی خویش شدند.
گاهی انسان فکر میکند که برای موفق شدن باید منتظر فرصت بماند؛ اما واقعیت این است که فرصتها بیشتر ساخته میشوند تا پیدا. کسانی که امروز در جایگاههای بلند ایستادهاند، روزی جرات کردند قدمهایی بردارند که دیگران از برداشتنشان میترسیدند. آنها به جای انتظار کشیدن، حرکت کردند و اراده نمودند. زندگی همیشه مطابق خواستهی ما پیش نمیرود. روزهایی خواهد آمد که خسته میشویم، شکست میخوریم و شاید حتی اشک بریزیم؛ اما هیچوقت نباید شکست را باور کنیم.
امروز آیندهی ما هنوز نوشته نشده است. هر صفحهی آن سفید است و قلمش در دستان خود ما قرار دارد. هر تصمیم، هر تلاش، هر درس و هر تجربه، جملهای از داستان زندگی ما را مینویسد. این ما هستیم که تعیین میکنیم داستان زندگی ما شکست باشد یا پیروزی. پس بیایید از همین امروز تصمیم بگیریم که تنها مسافر زندگی نباشیم. بیایید مسئولیت آیندهی خود را بپذیریم، برای آرزوهای ما بجنگیم و باور داشته باشیم که هیچ مانعی بزرگتر از اراده انسان نیست؛ زیرا انسان زمانی که به تواناییهای خود ایمان داشته باشد، میتواند از دل تاریکی روشنایی بسازد و از میان دشواریها راهی به سوی موفقیت پیدا کند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه