هر انسانی در زندگیِ خود رویاهایی دارد. بعضی رویاها شاید کوچک باشند و بعضیهایشان شاید بسیار بزرگ. یکی آرزو دارد در آینده فردِ موفقی شود، دیگری میخواهد دانشمند، معلم، نویسنده یا هنرمند شود. بعضیها نیز رویای داشتنِ یک زندگیِ آرام، خانوادهای خوشحال یا آیندهای بهتر را دارند. اما یک سؤالِ مهم وجود دارد: آیا انسان بدونِ رویا میتواند موفق شود؟
برای پیدا کردنِ جواب، اول باید بدانیم رویا چیست. من فکر میکنم رویا فقط یک خیال یا آرزوی ساده نیست؛ رویا تصویری از آیندهای است که دوست داریم به آن برسیم. رویا میتواند به انسان جهت بدهد و انگیزهای برای حرکت ایجاد کند. وقتی ما هدفی در ذهنِ خود داشته باشیم، بهتر میدانیم که برای چه چیزی تلاش میکنیم. ما دانشآموزان که آرزوی موفقیت در تحصیل داریم، برای درس خواندن انگیزهی بیشتری پیدا میکنیم. کسی که میخواهد مهارتی یاد بگیرد، برای رسیدن به آن تمرین میکند.
اما آیا فقط داشتنِ رویا کافی است؟ بدونِ شک کافی نیست. رویا بدونِ تلاش، فقط یک آرزو باقی میماند. اگر کسی بگوید میخواهم موفق شوم اما هیچ قدمی برای رسیدن به موفقیت برندارد، احتمالِ رسیدن به هدفش بسیار کم خواهد بود. بنابراین میتوانیم بگوییم رویا مقصد را نشان میدهد، اما تلاش ما را به آن مقصد نزدیک میکند.
گاهی انسانها رویاهای بزرگی دارند، اما وقتی با اولین مشکل روبرو میشوند، خیلی زود از رویای خود دست میکشند. آنها تصور میکنند اگر مسیر سخت شده یا راهِ رسیدن دشوار شده است، پس شاید رویایشان اشتباه بوده باشد. در حالی که بسیاری از موفقیتها دقیقاً از جایی آغاز میشوند که انسان با اولین مانع روبرو میشود و تصمیم میگیرد تسلیم نشود. هیچ مسیرِ موفقیتی کاملاً آسان نیست. اگر به زندگیِ افرادِ موفق نگاه کنیم، میبینیم که آنها نیز با شکست، اشتباه و ناامیدی روبرو شدهاند. تفاوتِ اصلی این است که آنها اجازه ندادهاند مشکلات، تمامِ باورشان به آینده را از بین ببرد.
رویا به انسان امید میدهد. وقتی روزها سخت میشوند، داشتنِ یک هدف میتواند دلیلِ خوبی برای ادامه دادن باشد. انسان به خودش میگوید: «من برای رسیدن به چیزی تلاش میکنم که برایم ارزشمند است.» البته رویاهای هر انسان نیز ممکن است با گذشتِ زمان تغییر کنند. شاید چیزی که امروز میخواهیم، چند سال بعد دیگر خواستهی اصلیِ ما نباشد. شاید رویایی که امروز داریم، سالِ بعد رویای بزرگتری از آن را داشته باشیم؛ این موضوع کاملاً طبیعی است. یک انسان با تجربه کردن، یاد گرفتن و شناختنِ خودش، ممکن است اهدافِ تازهای پیدا کند. من فکر میکنم مهم این نیست که همیشه یک رویا داشته باشیم؛ مهم این است که برای زندگیِ خود معنا و هدفی پیدا کنیم.
گاهی یک رویا از یک فکرِ کوچک آغاز میشود. یک دانشآموز ممکن است روزی با خودش بگوید: «من دوست دارم در آینده کاری انجام بدهم که به دیگران کمک کنم.» همین فکرِ کوچک میتواند تبدیل به یک هدفِ بزرگ شود. پس هیچوقت نباید رویاهای خود را فقط به دلیلِ کوچک بودنشان بیارزش بدانیم. بعضی از بزرگترین تغییراتِ زندگی از یک فکرِ کوچک شروع شدهاند.
از طرفِ دیگر، نباید اجازه دهیم رویاهایما، ما را از واقعیت دور کنند. رویا باید همراه با برنامهریزی و تلاش باشد. هرچقدر رویاهای بزرگتری داریم، باید برنامهریزیِ بهتری داشته باشیم. اگر هدفی داریم، باید ببینیم برای رسیدن به آن چه مهارتهایی لازم داریم، چه چیزهایی باید یاد بگیریم و از کجا باید شروع کنیم. برای مثال، اگر کسی آرزو دارد نویسنده شود، تنها تصور کردنِ کتابی که روزی خواهد نوشت کافی نیست؛ باید مطالعه کند، بنویسد، اشتباه کند، نوشتههایش را اصلاح کند و به مرور مهارتِ خود را افزایش دهد. اگر کسی میخواهد در یک رشتهی علمی موفق شود، باید دانش کسب کند و تمرین داشته باشد. اگر کسی میخواهد مهارتِ جدیدی یاد بگیرد، باید صبور باشد. اگر کسی میخواهد به رویای خود برسد، باید فعالیت کند و عمل نماید.
گاهی ما از شکست میترسیم و به همین دلیل اصلاً شروع نمیکنیم. با خود میگوییم: اگر موفق نشوم چه؟ اگر دیگران مرا مسخره کنند چه؟ اگر اشتباه کنم چه؟ اما شاید سؤالِ مهمتر این باشد: اگر امروز تلاش نکنم، چه چیزی را از دست خواهم داد؟ ترس از شکست نباید باعث شود فرصتِ تجربه کردن را از خودمان بگیریم. ممکن است در اولین تلاش موفق نشویم؛ اما از همان تلاش چیزهای زیادی یاد میگیریم. گاهی شکست، مسیرِ رسیدن به موفقیت را به ما نشان میدهد.
در زندگی، همهی رویاها دقیقاً همانطور که تصور کردهایم به حقیقت تبدیل نمیشوند. بعضی اهداف تغییر میکنند و بعضی مسیرها به نتیجهای متفاوت میرسند؛ اما این به معنای بیارزش بودنِ رویا نیست. هر رویایی که ما را به یادگیری، تلاش و رشد وادار کند، میتواند ارزشمند باشد.
رویا همچنین به انسان کمک میکند آینده را فقط همان چیزی نبیند که امروز وجود دارد. اگر انسان همیشه فکر کند «همین است که هست»، شاید هیچوقت برای بهتر شدن تلاش نکند. اما کسی که آیندهی بهتری را تصور میکند، میتواند برای ساختنِ آن قدم بردارد. به همین دلیل، رویا فقط دربارهی آینده نیست؛ رویا میتواند رفتارِ امروزِ ما را نیز تغییر بدهد. اگر رویای آیندهای بهتر را داریم، باید از امروز شروع کنیم: یک ساعت مطالعه، یک قدمِ کوچک، یک مهارتِ تازه، یک تصمیمِ درست و یک تلاشِ دوباره. همین قدمهای کوچک، با گذشتِ زمان میتوانند تغییرِ بزرگی ایجاد کنند.
در پایان، شاید پاسخِ سؤالِ ما این باشد که انسان میتواند بدونِ رویا زندگی کند، اما داشتنِ یک رویا یا هدف میتواند زندگی را معنادارتر و مسیرِ موفقیت را روشنتر کند. رویا به ما میگوید کجا میخواهیم برویم؛ تلاش به ما کمک میکند به آنجا برسیم؛ و صبر باعث میشود در مسیر باقی بمانیم.
پس اگر رویایی در دل دارید، آن را کوچک نشمارید؛ اما فقط رویاپردازی نکنید. برای آن برنامه داشته باشید، برای آن تلاش کنید، از اشتباهاتِ خود درس بگیرید، اگر لازم شد مسیرتان را تغییر بدهید و مهمتر از همه، به خودتان فرصت بدهید. شاید امروز هنوز به رویایتان نرسیده باشید؛ اما هر قدمی که برای آن برمیدارید، شما را به آیندهای که در ذهنِ خود ساختهاید نزدیکتر میکند. زیرا بسیاری از موفقیتها روزی فقط یک رویا بودهاند؛ رویایی که یک انسان تصمیم گرفت برای تبدیل کردنش به واقعیت تلاش کند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه