در تقلای خروج

صبح روز پنج‌شنبه، ۲۶ آگست بود. ساعت پنج‌ونیم صبح را نشان می‌داد، هوا کم‌کم رو به روشنی می‌رفت و آسمان صاف می‌شد. فقط یک تکه ابر در قسمت شرق افق به چشم می‌خورد. کوچه نسبتاً خالی بود. جز چند سگ… بیشتر

طالبان، کار، امید و آینده‌ی حمیده را نابود کردند

اسم‌اش حمیده است. از نوجوانی تجربه‌ی سرد و سرخوردگی دیار مهاجرت را با خود دارد. پس از آن به سمت آموزش رفته، اکنون دارای تحصیلات عالی است. پیش از آمدن طالبان در نهادهای اکثرا آموزشی هم درس داده و هم… بیشتر

از ایران تا نیوزیلند؛ در ایران «اتباع» بودیم، در نیوزلند انسان

زندگی در ایران برای مهاجران افغانستانی، همان‌طوری که در بخش‌های کاری و کارگری پرچالش و دشوار بوده، در بخش آموزش و تحصیل نیز به همان میزان دشوار و پر دردسر بوده است. دولت و جامعه‌ی ایران، بدون استثنا با مهاجرین… بیشتر

روایت ناچاری و بیچارگی امیر؛ آموزگاری در افغانستان، افسردگی در ایران

امیر در سال 1374 در ایران به دنیا آمده‌است. پدر و مادرش از ایران به افغانستان برگشتند، هنگامی که امیر فقط 18 ماه سن داشت. او در افغانستان بزرگ شد، به مکتب و دانشگاه رفت و چند سال به حیث… بیشتر