دختری با پارچه‌ی ناکامی از صنف شش

گاهی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و آینده را با ادامه‌ی وضع موجود پیش‌بینی می‌کنم، هم به چشم سر می‌بینم که هزاران دختر، دیگر اجازه‌ی ادامه‌ی درس‌خواندن در مکتب را ندارند و همین‌طور هزاران دختر در سال‌های بعدی هم‌چنان محروم… بیشتر

این‌که هنوز ادامه داده‌ام…!

هشت سال بعد، وقتی در آیینه به چشمانم نگاه می‌کنم، انگار با کسی روبه‌رو می‌شوم که هم غریبه است و هم آشنا… کسی که دردهای زیادی را خاموشانه تحمل کرده، اما هنوز لبخند زدن را بلد است. منِ امروز، همان… بیشتر

الفبای زندگی دخترک و باران حسرت روی گونه‌هایش

آب از سروصورتش می‌چکید. صدای برخورد پرشتاب قطرات خشمگین باران با آسفالت سرک، در آن لحظه خوش‌آواترین ملودی به‌نظر می‌رسید. سردی ساطع شده از خیس بودن لباس‌هایش حس لذت‌بخشی را در رگ‌ و پی وجودش سرازیر می‌کرد. صدای قدم‌هایی که… بیشتر

اگر حکومت به زنان سپرده می‌شد…!

اگر قدرت و حکومت همیشه در اختیار مردان نمی‌بود و زنان هم می‌توانستند کاری کنند، شاید تاریخ این سرزمین، این‌قدر لبریز از سکوت‌های سنگین و فریادهای خفه‌شده نبود. شاید کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی این وطن، به‌جای بوی باروت و ترس، عطر امید… بیشتر
میدیا \ جوانان