روزِ من
صبح به سختی از خواب برخاستم؛ خیلی ناامید و خسته، به دنبال چیزی بودم که برایم حکم یادآوری تصمیمات اشتباه و عقبماندگیهایم را داشت. یاد همان سرگردانیها، شکستها، شرایط سخت و پیچیدگیهای همیشگی افتاده بودم. دیری نگذشت که به یاد…
بیشتر