روایت نابودی زنان و دختران کشورم

شش ساله بودم، با امیدی کودکانه زندگی می‌کردم. تنها خواسته‌های یک طفل محبت و عشق ورزیدن به اوست. من هم بسیار خردسال بودم. روزهایم به شادی می‌گذشت، با عشق و محبت فراوان و وجودم پر از خوبی‌ها و امید بود،… بیشتر

روزِ انتظار، دیدار و لبخندهای بی‌پایان

امروز را با صدای لطیف و دلنشین مادرم از خواب بیدار شدم. با مهربانی گفت: دخترم، بیدار شو، ساعت ۶ صبح شده است. وقت نماز است. تا آماده شوی، زمان رفتنت به کورس می‌رسد. چشمانم هنوز سنگین بود، انگار کسی… بیشتر

رویای محبوس در تاریکی؛ نبرد برای تحصیل

زندگی گاهی در یک لحظه تغییر می‌کند. گاهی یک جمله، یک تصمیم یا حتی یک نگاه، همه‌ی امیدهایت را در هم می‌شکند. روزی که طالبان مکاتب دخترانه را بستند، فهمیدم که آینده‌ام دیگر مثل گذشته نخواهد بود. اما نمی‌خواستم تسلیم… بیشتر

19 می، روزی برای تجلیل از فرهنگ هزاره

فرهنگ، یکی از مهم‌ترین ارزش‌های هر جامعه است که ملت‌ها برای حفظ و بقای آن تلاش می‌کنند. در میان اقوام، آنانی برجسته‌اند که توانسته‌اند فرهنگ و رسوم ویژه‌ی خود را حفظ کنند. افغانستان نیز کشوری با تنوع قومی‌ست که همچون… بیشتر

پدر، زندگی خیلی سخت بود، مگر نه؟

زندگی دردناک‌تر از چیزی‌ست که ما انسان‌ها تصور می‌کنیم. وقتی زندگی فشار می‌آورد، کم‌کم تو را در هم می‌شکند. گاهی آن‌قدر غم، درد و سنگینی بر دوشت می‌گذارد که حتی نفس کشیدن برایت دشوار می‌شود. در شب‌های تاریک، در سکوت… بیشتر
میدیا \ جوانان