باید یاد بگیریم چگونه دوام بیاوریم!

صبح امروز، اذان را با گوش‌هایم می‌شنیدم اما تنبلی تمام وجودم را فراگرفته بود. نمی‌توانستم برخیزم و مثل همیشه سرشار از انرژی باشم و روز را بهتر از دیروز آغاز کنم. چشمانم را محکم بسته بودم تا شاید دوباره به… بیشتر

اقرأ باسم ربک الذی خلق

متنم را با آیه‌ای آغاز کردم و این کار دلیل روشنی دارد؛ می‌خواهم حرفم را ثابت کنم که حتی خدا و دین ما هم فرموده‌اند «بخوان» و مشخص نکرده‌اند که این فرمان فقط برای مردان است یا فقط برای زنان.… بیشتر

بعد از سقوط؛ قلم وسیله‌ی مبارزه‌ی من شد

به تقویم نگاه می‌کنم؛ ماه اگست است. ناخودآگاه تنم می‌لرزد. از میان همه روزهای این ماه، پانزدهم اگست دردناک‌ترین خاطره را برایم ماندگار کرده است؛ تاریخی که افسانه‌های تلخی را به‌جا گذاشت. حتی نگاه کردن به این تاریخ، قلبم را… بیشتر

سال چهارم و… روزی که کلمات تغییر کرد

بعضی روزها در تاریخ هستند که صدای گلوله و انفجار، آسمان را می‌شکافد و خیابان‌ها را می‌لرزاند و مردم را به وحشت می‌اندازد، روزهایی که خون سخن می‌گوید؛ اما روزهایی هم وجود دارد که هیچ ساختمان و پلی نمی‌ریزد، هیچ… بیشتر

با شنیدن خبر سقوط، گوش‌هایم قفل شد

بسم‌الله گفته آغاز کردم: امروز ۱۴ اگست، مصادف با ششم ماه محرم‌الحرام است. از دهلیز کورس خارج شدم و دروازه‌ی خروجی را در پیش گرفتم و به سوی لانه‌ای که این روزها حس عجیبی برایم دارد روانه شدم. فردا، مصادف… بیشتر
میدیا \ جوانان