گنجشکان سخنگو
در روستای کوچکی سرسبز و دور از شهر، مرد مهربانی به نام مصطفی همراه همسرش مهتاب در حویلیای زندگی میکردند که دو اتاق، یک دهلیز و یک باغچهی زیبا و دلنشین داشت، پر از پرندگان و گلهای رنگارنگ بود. کمی…
بیشتر