ادامهی بازیِ «تا امر ثانی»؛ هنوز امید دانشگاه رفتن دارم
من دختری بودم با رویای دانشگاه؛ از کودکی تا صنف دوازده، همهچیز آماده بود جز دروازهی باز دانشگاه. از کودکی که به مکتب میرفتم، رویای رفتن به دانشگاه را همیشه در سر داشتم. در قریهای زندگی میکردیم که کیلومترها دورتر…
بیشتر