قلم و امید؛ مقاومت دختران پس از سقوط جمهوریت

۱۵ آگست نه تنها یک روز در تقویم، بلکه زخمی همیشگی در حافظه‌ی مردم افغانستان است. این روز آغاز دورانی شد که امید میلیون‌ها انسان به یک‌باره فرو ریخت و آینده‌ی مبهم و تاریک بر کشور سایه انداخت. صبح آن… بیشتر

۱۵ آگست و امتحان ریاضی‌ام…

یک دختر ۱۴ ساله بودم که حساب و الجبر می‌خواندم. با چادر سفید و کتابچه‌ی سرخم، لبخند بر لب داشتم. در سرم فرمول‌های ریاضی، جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بود. به این فکر می‌کردم که اگر همه‌چیز در دنیا برابر… بیشتر

آگست سرد و سیاه

۱۵ آگست، روز سیاه مردم افغانستان، روزی که کشور به دست طالبان سقوط کرد و پرده‌ای از تاریکی بر زندگی مردم افتاد. در این روز، امید میلیون‌ها دختر در یک لحظه شکست و رویاهایی که با تلاش و درس ساخته… بیشتر

15 آگیست، روزی که جهان همه‌ی درها را به رویم بست

من دختری بی‌خیال بودم که اصلاً در مورد مسایل سیاسی کنجکاو نبودم و حتی دیدن اخبار را هم دوست نداشتم. وقتی دوستان، خانواده یا اطرافیانم درباره‌ی هیاهو و سقوط پی‌درپی ولایات حرف می‌زدند، اصلاً بیمی نداشتم. خیلی به دولت و… بیشتر

15 آگست؛ یادآور سقوط امید و شادی

یک روز مانده به سقوط افغانستان به دست گروه طالبان است. همه‌جا آرام و همه‌چیز به روال عادی پیش می‌رود؛ کوچه و پس‌کوچه‌های شهر پر از رفت‌وآمد مردم، صدای بوق موترها، بوی نان گرم و جیک‌جیک گنجشکان و پرندگان حال… بیشتر
میدیا \ جوانان