پانزدهم آگست؛ یاد جان‌فشانی و اندوه

پانزدهم آگست، روزی است که یاد آن هنوز پس از سال‌ها، قلب هر انسانی را می‌فشارد و اشک و اندوه را به همراه می‌آورد. در این روز، تنها دولت سقوط نکرد؛ بلکه آینده‌ی هزاران دختر، رؤیاهای بسیاری و امید یک… بیشتر

آمدن طالبان؛ آخرین روز آرامش

آفتاب زیبا بر زمین هستی طلوع کرد. آن روز، با شستن دست و صورتم، لباس مکتب را پاکیزه به تن کردم. خوشحال بودم؛ زیرا آخرین روز امتحان سالانه بود و قرار بود با دوستانم برای تفریح برویم تا آخرین روز… بیشتر

سفری به اسلام‌آباد؛ روایتی از تفاوت‌ها

ماه گذشته، دقیقاً در همین روزها، راهی سفری کوتاه به اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان شدم. راه طولانی بود. با موتر، ۱۹ ساعت در راه بودم و حوالی ساعت ۱۱:۳۰ صبح به راولپندی رسیدم. موتری کرایه کردم و حدود ساعت یک ظهر… بیشتر

مبارزه در مسیر رویاها

چشمانت را ببند و در خیال به خیابان‌های داغ و پر از گرد و غبار سفر کن. قدم‌هایت را در جاده‌ای ناشناخته می‌گذاری، جایی که هر قدم برایت داستانی از مبارزه و امید می‌نویسد. تو مانند هزاران انسان دیگر در… بیشتر

اسلام‌آباد؛ سراب پناه‌جویان

من، خاطره قلندری، دختری۱۶ ساله از افغانستان هستم که در سال ۲۰۲۳ همراه با خانواده‌ام به پاکستان مهاجر شدم. این مهاجرت برای ما از جهت‌های سخت و شکننده بود. هرچند با امیدهای بسیار دل از وطن کندیم و رهسپار پاکستان… بیشتر
میدیا \ جوانان