من؛ ستاره‌ای که همیشه پشت ابر پنهان نمی‌مانم

امشب در حویلی نشستم تا کمی حال و هوایم تبدیل شود. چشمانم به ستاره‌ها خورد و به فکر فرو رفتم. ستاره‌ها از طلوع آفتاب تا غروب، بی‌تاب شب می‌مانند و لحظه‌ها را سپری می‌کنند تا دوباره آسمان را با نور… بیشتر

وقتی خانواده اولین زخم را می‌زند!

هر بار که از شجاعت حرف می‌زنند، بی‌اختیار به چهره‌ی دختری فکر می‌کنم که شاید هیچ مدالی نگرفته باشد، اما برای نجات آینده‌اش دل به جاده‌ای سپرده که نمی‌دانسته آخرش زندگی است یا نابودی. از همان روز فهمیدم شجاعت همیشه… بیشتر

کتابی که روح مرا تکان داد

یک روز در کنج خانه‌ نشسته بودم و کتاب «چه کسی پنیر مرا برداشت» را می‌خواندم. وقتی کتاب را تمام کردم، از آن نکته‌های مثبت بسیار زیادی گرفتم. نویسنده‌ی این کتاب «دکتر اسپنسر جانسون» است. داستان این کتاب درباره‌ی دو… بیشتر

پشت هر زن موفقی، یک مادر شجاع است

مادران سرزمین شجاع افغانستان زنانی از جنس امید و پر از استقامت هستند. قصه‌های آنان پر از درد و اندوه ستم بوده است. دیگران می‌گویند پشت یک زنِ موفق یک مرد موفق است؛ اما من می‌گویم پشت یک زنِ موفق،… بیشتر

«از میان این دخترها یکی را انتخاب کن!»

او به پسرش گفت: «جان مادر، ببین و از میان این دخترها یکی را انتخاب کن.» پسر با نگاهی که از آن اهانت می‌بارید، به دخترها نگاه کرد و کوچک‌ترین دختر خانواده را انتخاب نمود. انگار او یک دختر نبود،… بیشتر
میدیا \ جوانان