رویای ناتمام، امیدِ ادامهدار
من همیشه فکر میکردم آدمها یکجایی در زندگیشان به نقطهای میرسند که همهچیز روشن میشود؛ جایی که دیگر تردید نیست، ترس نیست و راه، صاف و مشخص است. اما زندگی من بیشتر شبیه یک جادهی نیمهساخته بود؛ پر از پیچهایی…
بیشتر