نامه‌ای از خانه‌ای که فقر، هم‌سفرِ رویاهایش شده است

به نامِ خدایی که اشک را می‌بیند، حتی اگر کسی صدایش را نشنود… نامه‌ای به خانواده‌ی عزیزم: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، نمی‌دانم این نامه را با تشکر آغاز کنم یا با دردِدل. شما هم پناهِ من بودید… بیشتر

داستان زندگی من

من در یک قریه زندگی می‌کردم و تا ۳ یا ۴ سالگی آن‌جا بودم. بعد از آن، بدون مدرک به کشورِ ایران مهاجرت کردیم. در ابتدا همه‌چیز برای‌ ما بسیار سخت می‌گذشت؛ اما بعد از مدتی عادت کردیم و قوانین… بیشتر

گامی به سوی هدف

کسی که بخواهد به اهدافِ خود دست یابد، در قدمِ نخست باید هدفش را تعیین کرده و برای رسیدن به آن تلاش و پشتکار داشته باشد. او نباید اهدافِ خود را کوچک بشمارد، بلکه باید برای دستیابی به آن‌ها کوشا… بیشتر

زندگی من پا به پای معادلات ریاضی

مدت‌هاست فکر می‌کنم با ریاضی یک رابطه‌ی بسیار متفاوت برقرار کرده‌ام. من سال‌هاست از یک دریچه‌ی دیگر به زندگی نگاه می‌کنم و هیچ دریچه‌ای زیباتر از «دریچه‌ی علم» نیست. از آن‌جایی که علم همیشه بر پایه‌ی تجربه استوار است، زندگیِ… بیشتر

روایت ماندگار؛ هزاره‌ها از گذشته تا امروز

وقتی به گذشته‌ی هزاره‌ها فکر می‌کنم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد، داستانِ مردمی است که در میانِ سختی‌ها زندگی کردند؛ اما هیچ‌وقت هویتِ خود را فراموش نکردند. سال‌ها پیش در سرزمینِ افغانستان، مردمی زندگی می‌کردند که کوه‌ها برای‌شان فقط… بیشتر
میدیا \ جوانان