این پنج سال چگونه گذشت؟

پنج سال قبل، زمانی که شرایط و حکومت به یک‌بارگی تغییر کرد، من دختر کوچکی بودم که مثل میلیون‌ها دختر دیگر از آن تغییرات متأثر شده بود. من ناراحت بودم؛ چون قبلاً با تغییر مواجه نشده بودم و نمی‌دانستم که… بیشتر

سواد؛ قولی که به چشمان یک زن دادم…!

بعضی دیدارها تنها چند دقیقه طول می‌کشد؛ اما تا سال‌ها در ذهن آدم زندگی می‌کند. بعضی آدم‌ها را فقط یک‌بار می‌بینی، اما حرف‌های‌شان آن‌قدر عمیق است که هر بار به آینده فکر می‌کنی، صدای‌شان دوباره در گوشت زنده می‌شود. آن… بیشتر

چرا آرزوهایم را ربودند؟

زندگی، مسیر پرپیچ‌ووخم و سنگلاخی است. گذر از آن دشوار است؛ اما حرکت به سوی هدف و عبور از این مسیر، گامی به سوی امید و روشنایی است. با اینکه جامعه‌ی ما با هزاران چالش مواجه است؛ اما ما برای… بیشتر

از سه سال دوری از مکتب می‌نویسم

سه سال است که مکتب نرفته‌ام؛ سه سال… شاید به نظر خیلی‌ها این سه سال مثل یک عدد باشد؛ اما برای من این عدد یکی از بدترین سال‌های زندگی‌ام بود. زمانی که طالبان آمدند، من صنف چهارم مکتب بودم. واقعاً… بیشتر

از تنهایی تا مقاومت در برابر مشکلات

من در سرزمینی هستم که سایه‌ی فقر و گرسنگی بر کوچه و خیابان‌هایش افتاده است؛ اما در همین سرزمین، زنانی هستند که در برابر مشکلات می‌ایستند و شکست را نمی‌پذیرند. چند روزی به عید مانده بود. ما همه کارهای خانه… بیشتر
میدیا \ جوانان