از خیابان‌های ایران تا کوچه‌های کابل

در طول زندگی‌ام، «وطن» برای من واژه‌ای غریب و ناآشنا به حساب می‌آمد. برای کسی مثل من که تمام دوران کودکی و خاطراتش متعلق به دیار دیگری بود. برای کسی که در کوچه‌های خاکِ دیگری بازی کرده و با فرهنگ… بیشتر

هیچ‌جا وطن نمی‌شود

شنیدن نام زادگاهم کافی بود تا موجی از شادی و سرور در تمام وجودم جاری شود؛ آن‌قدر خوشحال بودم که انگار تمام فاصله‌ها میان من و آرزوهایم از بین رفته بود. به همین خاطر، وسایل سفرم را با هزاران امید… بیشتر

«صد دالر استم!»

روز سوم عید بود؛ هرچند ما به دلیل وفات مادرکلانم (خدا بیامرزدشان)، عید را جشن نگرفته بودیم. در همان روز سوم عید، در شبکه اجتماعی اینستاگرام ویدیویی را دیدم که در آن یک یوتیوبر با دختری خردسال مصاحبه می‌کرد. دخترک… بیشتر

دختر خاله‌ام می‌خواهد در صنف ششم ناکام شود!

زندگی هم عجیب است. گاهی آن‌قدر بالا هستی که فکر می‌کنی دیگر هیچ‌وقت زمین نخواهی خورد و اوج می‌گیری؛ اما به یک‌باره به زمین می‌افتی و می‌فهمی که واقعیت چیز دیگری بوده است. زندگی مانند یک چرخ‌فلک است، گاهی در… بیشتر

چرا جامعه‌ی ما پیشرفت نمی‌کند؟

من به عنوان دختری که در یک تیم توانمندسازی فعالیت دارد و می‌خواهد رویای «رهبری زنانه» را تحقق بخشد، یک‌ فعالیت اصلاحی و توانمندکننده را در درون خانه‌ی خود اجرا کردم. این کار در ابتدا چندان دشوار به نظر نمی‌رسید؛… بیشتر
میدیا \ جوانان