برای خودم دیر کردم

بعضی آدم‌ها با گذشت سال‌ها بزرگ می‌شوند؛ اما بعضی دیگر با گذشت دردها. من از آن دسته‌ی دومم؛ دختری که پیش از آن‌که فرصت کند کودکی‌اش را زندگی کند، مجبور شد بزرگ شود. دختری که خیلی زود فهمید زندگی همیشه… بیشتر

وقتی حق آموزش از زنان گرفته می‌شود

در این اواخر، تنها چیزی که فکرم را به خود درگیر می‌کند این است که چرا در این جهانِ بزرگ، زنان و دختران نباید حق تحصیل و آموزش داشته باشند؟ این مشکل تنها به پس از تغییر حکومت محدود نمی‌شود؛… بیشتر

قشنگ‌ترین رویا، به مثل گل‌ها

زمانی بود که تیم استادانِ کورس ما تصمیم داشتند علاوه بر تدریس، در فضای کورس نیز تغییر ایجاد کنند. آن‌ها می‌خواستند با کاشتن گل‌های رنگارنگ، فضای کورس را هرچه زیباتر بسازند؛ زیرا با این کار هم حولیِ کورس خیلی قشنگ… بیشتر

 شب‌هایی که فکر، جای خواب را گرفت

بعضی اتفاق‌ها آن‌قدر آرام‌آرام وارد زندگی آدم می‌شوند که در ابتدا فکر می‌کنی موقتی هستند؛ اما بعدها می‌فهمی همان اتفاق ساده، آرامشِ تمام روزهایت را دگرگون کرده است. برای من، بسته شدن مکتب دقیقاً همین حس را داشت. روزی که… بیشتر

شادی فاطمه از اینکه ناکام مانده

فاطمه، دختر همسایه‌ی ما، ده‌ساله است. او دختری بسیار بااستعداد، لایق و تواناست که همیشه به خانه‌ی ما می‌آید تا در درس‌هایش کمکش کنم. او هر سال در مکتب اول‌نمره می‌شود و معلمانش همواره از او تعریف می‌کنند. وقتی درس… بیشتر
میدیا \ جوانان