از سکوت شب…

اگر بخواهم از آرامش و حس زیبایی این روزهایم بگویم، باید از شب بگویم؛ تنها زمانی که می‌توانم تنها باشم و برای خودم. دنیای من و زندگی من در شب آغاز می‌گردد؛ زمانی که شلوغی و هیاهو کم می‌شود و… بیشتر

از خانه تا جامعه در عذابیم!

آیا دختر بودن جرم است؟ جرم ما دختران چیست که به خاطرش زجر می‌کشیم؟ در خانواده بلند حرف زده نمی‌توانیم، در جامعه با قدم‌های بلند راه رفته نمی‌توانیم… چرا؟ آیا این به نظر شما زندگی است؟ نه، زندانی است که… بیشتر

رویایی که هرگز به حقیقت نمی‌پیوندد…

امروز زمانی که در بالکن خانه‌ نشسته بودم، چیزی عجیب ذهنم را مشغول کرد. نمی‌دانم این تنها عادت من است یا همه‌ی آدم‌ها همین‌طورند؛ اما وقتی به یک چیز بسیار کوچک فکر می‌کنم، آن فکر کوچک به افکار بزرگ، رویاهای… بیشتر

دختری در رویای داکتری

سلام! من دختری هستم که وقتی در صنف کودکستان بودم، دوست داشتم یک داکتر موفق و پرتلاش شوم. هر شب وقتِ خوابیدن آرزو می‌کردم روزی برسد که لباس سفید را به تن کنم و به اسم «داکتر صاحب» صدا شوم.… بیشتر

دخترانی که پشت پنجره‌ها رویا می‌بافند

در این سرزمین، دخترانی زندگی می‌کنند که شاید روزگار برای‌شان سخت شده باشد؛ اما همین دختران، جهان بزرگی در ذهن‌های‌شان دارند، دخترانی که از پشت پنجره‌ها به آسمان نگاه می‌کنند و در سکوت، رویا می‌بافند؛ رویاهایی که هنوز اجازه‌ی رسیدن… بیشتر
میدیا \ جوانان