مگر آموختن جواز میخواهد؟
حمیرا در کنار پنجرهی اتاق، زانوهایش را در بغل گرفته بود و به ستارههایی که در تاریکی شب میدرخشیدند خیره شده بود. آن ستارههای چشمکزن او را به یاد روزهایی میانداخت که هنوز امید در دلش زنده بود. آن زمان…
بیشتر