ما چرا باید آبروی خانوادهی خود را ببریم؟ این روزها در خانهی خود هم احساس امنیت ندارم، انگار دلم میخواهد این دنیا را… ژوئن 28, 2026 123
اعتماد (۳۹)؛ مزاری در میدان آتش در یادداشت پیش، از سه ریشهی پایداری غرب کابل سخن گفتیم: مزاری که ماند، مردمی… ژوئن 28, 2026 848
قفسِ گناههای نکرده کلمات را با غلظت ادا میکرد. صورتش در احاطهی سفیدی چادر بود و چشمانش را… ژوئن 27, 2026 142
قدمهای یخزده در مسیر مرگ دستهایش را داخل جیب پالتویش کرده بود و لرزانلرزان ایستاده بود، طوری که صدای بههم… ژوئن 27, 2026 129
دستان خالی پدر هنوز آفتاب بهطور کامل از پشت کوهها سر نزده بود؛ اما مردی که سالها بار… ژوئن 27, 2026 113
خیابانهای خالی از زنان و دختران امروز هم مانند هر روز، ساعت دو و نیم بعد از ظهر آماده شدم تا… ژوئن 27, 2026 155
آواره از بهسود، درمانده در کابل؛ پدری که جنگ، کوچیها و طالبان رؤیای دخترانش را گرفتند محرمحسین مرد ۵۲سالهای است که در کابل – دشت برچی زندگی میکند. او از بام… ژوئن 27, 2026 198
فقط آرزو داشتم روزی به دانشگاه بروم من مرتکب هیچ گناهی نشدم. هیچ کاری که علیه دین اسلام باشد انجام ندادهام. من… ژوئن 25, 2026 146
خاطراتی با بوی حسرت یک نگاه به افغانستان کافیست تا تمام زخمهای صورت ما را ببینید، همان زخمهایی که… ژوئن 25, 2026 160
میان این همه ترس، از دینی که اجباری میشود… این روزها بیشتر از ترس، میان دوراهیهای عجیب روزگار قرار دارم؛ بین اینکه بجنگم یا… ژوئن 25, 2026 141
اعتماد (۳۸) – غرب کابل؛ ناحیهای که ایستاد در یادداشت پیشین، از صادق سیاه، نصیر سوز و فرمانده شفیع یاد کردم؛ از انسانهایی… ژوئن 25, 2026 623