من فردایم را می‌سازم

تنها چیزی که همواره با زندگی انسان شریک بوده، مشکلاتی است که بشر در طول تاریخ آن را تجربه کرده است. عده‌ای تسلیم شدند و گفتند: «ما ضعیف هستیم و این تقدیر است؛ کاری نمی‌توان کرد.» اما دسته‌ای دیگر از آدم‌ها، پیروزی در نبردهای دشوار را در خون خود می‌دیدند. کسی که چندین بار باختن را تجربه می‌کند، ضعیف نیست؛ چون شکست جزء از پیروزی به حساب می‌آید. چیزی که یک بازنده را به سوی پیروزی می‌کشاند، امید به فردا و چشیدن طعم شیرین پیروزی است.

کسی که همیشه پیروز است، لزوماً قوی نیست. وقتی برای مصاحبه کاری می‌رویم، اول از ما سوال می‌کنند که چقدر تجربه کاری داریم. همین‌طور تجربه در موفقیت نقش مهمی دارد. از زمین خوردن خود هرگز نترسید؛ برای ساختن فردای خود بلند شوید و ادامه دهید. شکست در ابتدا چند چیز را برای ما روشن می‌کند:

1- وقتی شما با شور و شوق آمده‌اید و در نهایت لقب بازنده را از آن خود کرده‌اید، در اینجا حس ناامیدکننده شکست را تجربه می‌کنید.

2-  به حرف‌های مردم اعتنا نمی‌کنید؛ اما با دیدن چهره‌های بشاش برنده‌ها، شما هم خواستار برنده شدن می‌شوید؛ به شرطی که خودتان را امیدوار به فردایی نورانی نگه دارید.

3- وقتی به پیروزی می‌رسید، برای اینکه دوباره حس ناامیدکننده شکستی را که در گذشته تجربه کرده‌اید نچشید، بیشتر و بیشتر تلاش می‌کنید.

4- در هنگام بالا رفتن، نگاهی به گذشته خود می‌اندازید و می‌بینید که تا شکست نباشد، پیروزی هم در کار نیست.

یک چیز دیگر را نیز نباید از قلم انداخت: اگر بعد از سختی‌های بسیار به اوج رسیده‌اید، این به این معنی نیست که دیگر زمین نخواهید خورد. بسیاری از افراد با این طرز فکر کاملاً اشتباه که دیگر شکست‌ناپذیر شده‌اند، به یک‌باره همه‌چیزشان را از دست داده‌اند.

برای جلوگیری از تکرار اشتباهات و کاهش خطر شکست دوباره، نباید مطالعه کتاب را فراموش کنیم. مطالعه کتاب باعث روشن شدن فکر می‌شود و شما می‌توانید در کوتاه‌ترین زمان، برای مشکلاتی که در امور کاری دارید، به‌صورت هوشمندانه تصمیم بگیرید.

بسیاری از کسانی که در چهارچوب فقر و تنگ‌دستی قرار گرفته‌اند، به مواد مخدر، دزدی، آدم‌ربایی و جنایت روی آورده‌اند. آن‌ها به فردای خود هیچ امیدی نداشته‌اند و به‌جای اینکه قوی باشند و از نو شروع کنند، به کارهای خلاف روی آورده‌اند. نداشتن پول به این معنی نیست که باید ترک تحصیل کنید یا درس فقط برای ثروتمندان است.

محبوب بودن در چشم دیگران خواسته‌ی همه است؛ اما محبوبیت نه خریداری می‌شود و نه با گدایی به دست خواهد آمد، بلکه با تلاش کردن، کمر همت بستن، داشتن آرزو و هدف مشخص به دست می‌آید.

از رونالدو، فوتبالیست سرشناس جهان، پرسیدند: «تو خودت را از هیچ به اینجا رساندی، اما چرا پسرت هیچ کاری نمی‌کند؟»

رونالدو گفت: «من پسر یک آدم فقیر بودم و او پسر یک تاجر است. من راهی جز تلاش نداشتم و پسرم دلیلی برای تلاش ندارد؛ چون همه‌چیز برایش فراهم است.»

در اینجا دانستم که در وقت تنگ‌دستی، تنها راهی که می‌تواند بهترین گزینه برای ما باشد، تلاش کردن از ته دل برای آینده است. همچنین، در زمان ثروتمندی نباید گذشته را از یاد برد؛ زیرا فراموش نکردن گذشته، نشانه‌ای از اخلاق و شخصیت انسان است.

گاهی اوقات، به‌خاطر از دست دادن یک چیز یا یک نفر، فکر می‌کنید که باید از تلاش کردن دست بردارید. آنجاست که باید بر احساسات خود مسلط باشید؛ زیرا با کوچک‌ترین اشتباه، ممکن است سال‌ها پشیمان شوید.

گوش دادن به سخنان بزرگان و عالمان، که هر کلام‌شان مملو از امید، همت و مهربانی است، گزینه خوبی برای پیدا کردن نور علم در عمق دل ما خواهد بود.

خیلی از آدم‌ها می‌گویند: «زندگی خیلی سخت است، ما در جوانی پیر شدیم» و هزاران جمله ناامیدکننده دیگر. اما به نظر من، زندگی آسان، طرز فکر هوشمندانه می‌خواهد. زندگی آسان، حاصل تحمل سختی‌هاست.

ما دقیقاً در این دنیا بازیگر هستیم و سخت‌ترین نقش‌ها به بهترین بازیگران داده می‌شوند. پس اگر امروز در سخت‌ترین نقش زندگی خود هستیم، نباید فراموش کنیم که هنوز پایان داستان نرسیده است.

من فردایم را می‌سازم؛ با امید، تلاش و باور به خودم.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000