پشت هر زن موفقی، یک مادر شجاع است

مادران سرزمین شجاع افغانستان زنانی از جنس امید و پر از استقامت هستند. قصه‌های آنان پر از درد و اندوه ستم بوده است. دیگران می‌گویند پشت یک زنِ موفق یک مرد موفق است؛ اما من می‌گویم پشت یک زنِ موفق، یک مادر شجاع است. این مادر شجاع من، حامی من در عرصه‌ی تحصیلم بوده و هیچ‌وقت در این راه مرا تنها نگذاشته و هیچ کم و کاستی باقی نگذاشته است.

از پدرم بگویم… پدرم یک مرد میان‌سال است. بعد از آمدن رژیم طالبان طرز فکر پدرم تغییر کرده است، چه از نگاه تحصیل و چه از نگاه محبت. بیشتر اوقات پدرم در تصمیم‌های تحصیلی‌ام با من گفت‌وگوی ضد و غیر عاقلانه می‌کند. از آن روزی که من تصمیم گرفتم به کورس انگلیسی بروم، از واکنش‌های پدرم فهمیده می‌شد که نمی‌خواست من درس بخوانم. اما من در مقابل پدرم ایستادم و گفتم با پول شخصی خودم به کورس می‌روم، آیا در این میان کسی حق دخالت را دارد؟ پدرم سکوت کرد و هیچ حرفی از او نشنیدم. او پدر من است؛ با وجودی که مرا حمایت نمی‌کند، ولی باز هم دوستش دارم.

مادرم… مادرم در خانه کارهای دستی انجام می‌دهد تا مقدار پول ناچیزی را به من بدهد تا فیس کورسم را پرداخت کنم. با خودم می‌گویم من باید سخت تلاش کنم تا این‌همه زحمات مادرم را جبران کنم؛ با وجودی که چشمان مادرم ضعیف شده، با عینک و ذره‌بین کارهای دستی‌اش را انجام می‌دهد. مادرم می‌گوید: «از من عمرم گذشته است، باید این مقدار پول ناچیز را از من قبول کنی، من توانِ بیشتر از این را ندارم و تو باید در این سن کم سخت تلاش کنی تا به یک جایی برسی. بعد از چند سال، تو یک خانم (متاهل) می‌باشی و شاید نتوانی درس بخوانی.» من این صحبت‌های مادرم را برای خود یک درس همت و غیرت می‌دانم؛ چون مادرم پس از مهاجرت به ایران و بعضی مشکلات خانوادگی و مواجه شدن با فقر، نتوانست به ادامه‌ی تحصیل بپردازد. مادرم تا صنف ۵ مکتب را خوانده است. من خوشحال هستم که با وجودی که مادرم چندان سوادی در آن زمان نداشت، اکنون می‌تواند خط بخواند و بنویسد. اما خوشحال‌تر از آن اینجاست که پدرم با وجود آن‌همه ممانعت‌ها در زمان قدیم، نتوانسته بود به مکتب برود و حتی صنف اول را نخوانده است، ولی مثل مادرم می‌تواند خط بخواند، بنویسد، قرآن قرائت کند و یک ذهن فعال در حساب و ریاضی دارد.

اکنون آن‌ها را می‌بینم و با خودم فکر می‌کنم که لیاقت‌شان بیشتر از ماست. وقتی ما یک موضوع را نمی‌فهمیم، آن‌ها با پاسخ‌های منطقی جواب می‌دهند. اما در جهان امروزی، جوانان افغانستان قدر علم و دانش را آن‌طور که باید نمی‌دانند. ما باید تلاش کنیم آینده‌ای را که پدر و مادر ما می‌خواستند ولی به آن نرسیده‌اند، برای‌شان جبران کنیم و آن‌ها را به آرزوهای‌شان برسانیم؛ همان‌طور که آن‌ها جوانی‌شان را به پای فرزندان‌شان ریختند، ما نیز نباید در مقابل زحمت‌های آنان خیانت کنیم.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000