سال نو و دل‌تنگی‌های مهاجرت

سال نو همیشه با عزیزان است که معنی پیدا می‌کند. وقتی عزیزان ما کنار ما نباشند، سال نو هم دیگر طعم واقعی‌اش را ندارد. سال نو بهانه‌ای می‌شود برای تقویت صله‌ی رحم بین اقارب و خانواده‌ها؛ اما در طی چهار… بیشتر

روایت پنج سال انتظارِ باز شدن مکتب‌ها و امید خاموش

با آغاز دوباره‌ی مکتب، شهر بوی زندگی گرفته است. صدای خنده‌ها، زنگ‌ها و قدم‌هایی که به سوی آینده می‌روند، همه‌جا پیچیده است؛ اما من، در میان این همه شور و حرکت، هنوز در جای خود ایستاده‌ام. تماشاگر راهی هستم که… بیشتر

چشمان منتظر دختران، پشت دروازه‌های بسته‌ی مکاتب

حالا که سال جدید فرا رسیده‌است، دلم بیشتر از همیشه برای رفتن به مکتب شور می‌زند. آخرین سال‌ که با شور و هیجان یونیفورم مکتبم را اتو می‌زدم ‌را خوب یادم هست. زمستانِ پر مشغله و درسی داشتیم؛ بخاطر ویروس… بیشتر

آغاز سال جدید؛ ادامه‌ی آرزوهای‌ کهنه

زمستان کم‌کم رخت سفر بست و زمین را به آغوش گرم و پرمهر بهار سپرد. بهار از راه رسید فصلی که در آن زندگی دوباره جان می‌گیرد، نفس می‌کشد و امید در رگ‌های طبیعت جاری می‌شود. گل‌ها یکی‌یکی شکوفه می‌دهند،… بیشتر

بهارِ من کجاست؟

بهار، فصل زیبایی است؛ فصلی که با شکوفه‌های ظریف درختان میوه و عطر متفاوت و دل‌انگیزش، جان تازه‌ای به زمین و دل انسان‌ها می‌بخشد. در بهار، طبیعت از خواب طولانی زمستان بیدار می‌شود و زندگی دوباره تازه می‌شود. هر شاخه‌ای… بیشتر