نمی‌خواهم دیوار باشم

گاهی با خودم فکر می‌کنم چرا ما آدم‌ها این‌قدر سکوت می‌کنیم؟ چرا وقتی چیزی را می‌بینیم که قلب‌ ما می‌گوید درست نیست، باز هم چیزی نمی‌گوییم؟ چرا وقتی صدای کسی شنیده نمی‌شود، وانمود می‌کنیم چیزی نشنیده‌ایم؟ شاید چون می‌ترسیم… من… بیشتر

روزی که آسمان شبیه زندگیِ دختران شده بود!

امروز روزی بارانی بود. کنار پنجره با یک گیلاس چای نشسته بودم و به باران خیره شده بودم؛ انگار آسمان گریه می‌کرد. قطره‌های باران آرام‌آرام از آسمان بر شیشه می‌نشستند؛ گویا هر قطره، قصه‌ای برای گفتن داشت. گل‌ها و درختان… بیشتر

روایت من از ادامه دادن در پنج سال اخیر

اگر چند سال پیش کسی از من می‌پرسید سخت‌ترین تصمیم زندگی‌ات چه بوده است، شاید جواب مشخصی نداشتم؛ اما امروز بدون لحظه‌ای تردید می‌گویم: سخت‌ترین تصمیم، «ادامه دادن» بود. ادامه دادن زمانی که هر روز خبری تازه از بسته شدن… بیشتر

روز معلم در افغانستان؛ فراتر از یک مناسبت

پنجم اکتوبر برابر با ۱۳ میزان، روز جهانی معلم است؛ روزی که در سراسر جهان از جایگاه معلم، نقش او در آموزش نسل آینده و اهمیت حمایت از حرفه‌ی معلمی سخن گفته می‌شود. یونسکو این روز را از سال ۱۹۹۴… بیشتر

پس از پنج‌سال؛ من به آرزوهایم خندیدم!

من دختری بودم که در خانواده‌ای نسبتاً بی‌سواد، فقیر و پرجمعیت چشم به جهان گشودم؛ خانواده‌ای که چرخ زندگی‌اش به‌سختی می‌چرخید و پدر و مادرم با تمام تلاش‌شان نمی‌توانستند از پس تمام مصارف زندگی ما برآیند. در چنین شرایطی، چند… بیشتر
میدیا \ جوانان