دانههای امید، در دل مرداب
دیری است از هیاهویی که در شهر پیداست میترسم. ترس و هراس در سلولهای مغزم نفوذ کرده و هر جا سخن از ترس میشود، با خودم بیگانه میشوم و جهان پیش چشمانم تار میگردد. شاید این ترسها چند سال پیش…
بیشتر