ما زنان برده نیستیم…!

هدف چیزی است که برای رسیدن به آن در زندگی تلاش می‌کنیم، سختی‌ها را تحمل کرده و به امید موفقیت، منتظریم تا طعم شیرین رسیدن به آن را بچشیم. گاه برای رسیدن به آن از خیلی چیزها می‌گذریم و داشته‌های… بیشتر

چرا کیف‌های مکتبِ دخترانه دیگر هیچ خریداری ندارد؟

قبلاً با آمدن بهار، خیابان‌های شهر مملو از شور و شوق و حس زندگی می‌شد. چرا دیگر از آن جنب‌وجوش خبری نیست؟ چرا دیگر هیچ دختری برای خود لوازم مکتب نمی‌خرد؟ گویا منتظر آمدن بهارند؛ اما مگر در خزان‌های قبل،… بیشتر

می‌نویسم حتی روی دیوارهای خاموش…

می‌نویسم، حتی اگر قلم نداشته باشم. می‌نویسم، حتی اگر دفترم خاک باشد و مرکبم اشک. می‌نویسم، حتی روی دیوارهای خاموش شهرم؛ چرا که من دختری از افغانستانم… و سکوتم فریادی است که باید شنیده شود. ما دختران افغانستان، قصه‌های نانوشته‌ایم.… بیشتر

مبارزه‌ی من برای رفتن به دانشگاه

وقتی کابل سقوط کرد و افغانستان به دست طالبان افتاد، من ۱۶ ساله بودم. آن روز رویاها و آرزوهای هزاران دختر نابود شد و من نیز یکی از آن‌ها بودم؛ دختری سرشار از امید که برای آینده‌اش سخت تلاش می‌کرد.… بیشتر

شش ماه انتظار، برای چه؟

گاهی بعضی تماس‌ها آدم را هم می‌خندانند و هم تا ساعت‌ها به فکر فرو می‌برند. صبح خیلی زود، هنوز چشم‌هایم درست باز نشده بود که دیدم چند تماس از دختر کاکایم دارم؛ همان که سال‌هاست به استرالیا مهاجرت کرده. با… بیشتر
میدیا \ جوانان