دریغ از یک خوشی ساده
امروز وقتی سوار ریکشا شدم و ریکشا حرکت کرد، دو پسربچه که شاید نه یا ده ساله بودند، از پشت ریکشا محکم گرفتند و با ما هممسیر شدند. من و دیگر سرنشینان خواستیم بگوییم: «پایین شوید، وگرنه میافتید!» ولی نگفتیم.…
بیشتر