روایت من؛ از راه‌یافتن به جمع صد زن موفقِ کارآفرین جهان

من از جایی می‌آیم که رویا داشتن همیشه ساده نیست؛ از جایی که دختر بودن، گاهی به معنای جنگیدن است، نه فقط برای پیشرفت، بلکه برای ابتدایی‌ترین حق‌ها. از جایی که درها یکی‌یکی بسته شدند و آینده ناگهان به چیزی… بیشتر

روایت من؛ از دل تاریکی تا معمار فردا شدن

من دختری از میان هزاران دختری هستم که هر روز میان امید و ناامیدی نفس می‌کشند. دختری هستم که قصه‌هایش نه از گذشته، بلکه از آینده نوشته می‌شود. بسیاری باور دارند آینده‌ای وجود ندارد؛ اما من ایستاده‌ام تا بگویم آینده… بیشتر

ترسی که در دل شهر وجود دارد

امروز هم در کنار هر روز، نیروهای امر به معروف را دیدم. جالب این‌جاست که همیشه خودم را ملامت می‌کنم که چرا از آن‌ها می‌ترسم؟ امروز هم وقتی آن‌ها را دیدم، یک لحظه تمام دنیا برایم دگرگون شد. قلبم تندتند… بیشتر

از بند چادری آبی تا اوج آسمان آبی

به آیینه نگاه می‌کنم. نه از روی آراستگی و زیبایی، بلکه به خاطر این‌که مبادا لباسم کوتاه باشد، مبادا موهایم معلوم شود. دیگر عادت کرده‌ام به رنگ‌های روشن لباسم نگاه هم نکنم. آیینه برایم ابزاری برای دیدن زیبایی‌ها نیست، بلکه… بیشتر

رویایم را حتی با «چادری» محافظت می‌کنم

من محدثه، دختری با هزاران آرزو، قلبی پر از امید و ذهنی پر از رویاهایی هستم که باور دارم یک روز باید به حقیقت مبدل شوند. من مثل هزاران دختر دیگر، فقط نمی‌خواهم زنده بمانم، می‌خواهم درس بخوانم، پیشرفت کنم… بیشتر
میدیا \ جوانان