خودت را پیدا کن

بعضی وقت‌ها در زندگی نمی‌توانیم تصمیم درست بگیریم. در میان هیاهوی دنیا، آن‌قدر به صداهای اطراف گوش می‌دهیم که صدای قلب و عقل خود را فراموش می‌کنیم. گاهی به جای آنکه از خود بپرسیم چه چیزی برای ما درست است،… بیشتر

آن روز را هرگز فراموش نمی‌کنم

آن روز را هرگز فراموش نمی‌کنم و نخواهم کرد؛ روزی که آرزوهایم به یک‌باره تغییر کرد. حتی تصور کردنش هم سخت بود. «پانزده اگست» برای یک دختر در افغانستان گفتنش آسان نیست؛ روزهایی بودند که در صنف، صدای ورق خوردن… بیشتر

رویا؛ دنیایی بی‌حد و مرز

می‌دانی وقتی دنیا برایت به آخر می‌رسد، چه چیزی تو را از ناامیدی و تسلیم شدن نجات می‌دهد؟ رویاهایت! رویا دنیایی بی‌حد و مرز است که می‌توانی هر طور دلت می‌خواهد در آن برای خود زندگی کنی. همیشه کوشش کن… بیشتر

روزهایی که سکوت از هر صدایی بلندتر بود

دقیق نمی‌دانم از کجا شروع کنم. نوشتن درباره‌ی بعضی اتفاق‌ها خیلی سخت است؛ چون هر بار که آن‌ها را به یاد می‌آورم، دوباره همان احساس ترس و ناراحتی به سراغم می‌آید. اما فکر می‌کنم نوشتن باعث می‌شود کمی از سنگینی… بیشتر

روایت دختری که نشکست

آفتاب با وقار همیشگی‌اش ایستاده است و دخترک باز هم کنار پنجره روی صندلی چوبی جا خوش کرده است. او همچنان به تمام اتفاقاتی که در زندگی‌اش افتاده می‌اندیشد. آرام‌آرام نفس می‌کشد و خود را غرق در خاطرات گذشته‌اش می‌کند؛… بیشتر
میدیا \ جوانان