رویاهایی که سر سفره‌ی عقد دفن شدند

باد آرامی می‌وزید. شهناز، دختری چهارده‌ساله، با پنسیل کوچکش در حال نوشتن انشایی با این موضوع بود: «وقتی بزرگ شدم می‌خواهم چه‌کاره شوم؟» با چشمانی براق و ذهنی پر از رویا نوشت: «می‌خواهم داکتر شوم. می‌خواهم مادربزرگم را درمان کنم.… بیشتر

چرا از توانایی‌های ما می‌ترسید؟

چند روز پیش وقتی به صفحه‌‌ی اینستاگرامم سر زدم، متوجه ویدیویی شدم. دختر بسیار کوچکی خطاب به طالبان می‌گفت: «چرا از توانایی‌های ما می‌ترسید؟ چرا دانایی ما در وجود شما ترس می‌آورد؟» با خودم در فکر فرو رفتم که آری،… بیشتر

بابه مزاری هویتی شایسته به ما بخشید

مزاری کسی بود که به مردم خود (هزاره) هویتی را که شایسته‌ی آنان بود، تقدیم کرد. دیگران آنان را با القابی چون موش‌خور، جوالی و قلفک‌چپات به تحقیر یاد می‌کردند. او به مردم ما نه تنها هویتی شایسته، بلکه امید… بیشتر

آیا معیارها تغییر می‌کنند یا منافع؟

اولین پرسشی که معمولاً با شنیدن واژه‌های «زن» و «مرد» به ذهن ما می‌رسد این است: «کدام جنس بهتر است؟» اما شاید از همان ابتدا سؤال را اشتباه مطرح کرده‌ایم. شاید پرسش واقعی این باشد: چرا انسان همواره به دنبال… بیشتر

احساس خطر در کوچه و پس‌کوچه‌های کابل

هر روز صبح ساعت ۴:۳۰ راهی آموزشگاه می‌شدم. هیچ احساس امنیتی نداشتم؛ گویا قرار بود اتفاق بدی به سراغم بیاید. هر روز با ترس‌های شکنجه‌آور از کوچه‌های خلوت عبور می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «نکند دزدی راهم را بگیرد یا… بیشتر
میدیا \ جوانان