زندگی من میان دو نام

اولین بار که در پاریس برای کارهای اقامتی به اداره رفتم، از من خواستند مدارکم را روی میز بگذارم. کارمند اداره وقتی اسم‌ها را دید، مکثی کرد و پرسید: «بالاخره اسم اصلی‌ات کدام است؟» همان لحظه حس کردم جوابش ساده… بیشتر

حکایت یک دختر، برای همه‌ی دختران

تایم کورسم تمام شد و به سوی خانه حرکت کردم. امروز خیلی بی‌حال و کسل بودم. تمام بدنم درد می‌کرد و توانایی راه رفتن نداشتم. بدنم سرد شده بود؛ ولی در همان حالت احساس گرمی می‌کردم. با این حال مجبور… بیشتر

موانع زیاد، اراده محکم

می‌دانید بدترین درد برای همه این است که هر قدر فریاد بکشد کسی صدایش را نشنود و فکر کند که او گنگ است و آن‌ها برای شنیدن صدایش لال باشند و از شنیدن صدایش بیزار باشند. اما باز هم جای… بیشتر

فقر در آگاهی

سال‌ها بعد زمانی که زندگی را به چندین نسل بعد می‌سپاریم، سر زدن به کتاب تاریخ یکی از مهم‌ترین کارهایی خواهد بود که آن‌ها انجام خواهند داد. همان‌طور که صدها سال قبل، نسل‌های آن زمان از خود یادگاری‌ها و معلومات‌های… بیشتر
میدیا \ جوانان