پرچم ما دختران همیشه بالاست!

این روزها اشک‌هایم چون چشمه‌ای بهاری جاری‌اند؛ اما فقط خودم آن‌ها را می‌بینم. مدت زیادی‌ست که جمله‌ای ناخوشایند، گوش‌هایم را می‌خراشد؛ جمله‌ای که دختران زیادی می‌خواهند با درد به زبان بیاورند: «ای کاش دختر نمی‌بودم!» احساساتم را نمی‌توانم کنترل کنم… بیشتر

رویای زندگی و آزادی در دل زنجیرها

اگر از من بپرسند که از زندگی چه می‌خواهی، پاسخ خواهم داد: «من فقط یک آرزو و یک خواسته دار، این که کشورم را دوباره آزاد ببینم.» من در این جایی که زندگی می‌کنم، احساس‌ام مانند کسی است که مهاجر… بیشتر

مسیری که در آن سفر زندگی جریان دارد

همه‌ی ما در سفری روانیم که به نام سفر زندگی یاد می‌شود. این سفر برای همه یک نواخت نیست؛ برای هر کسی مانند فکر و برداشت‌اش از زندگی مختلف و متفاوت است. برای ادامه دادن این سفر بعضی وقت‌ها از… بیشتر

استقامت و مبارزه؛ ما متوقف نمی‌شویم

سه سال و پنج ماه پیش، زندگی‌ام در افغانستان جریان داشت، آرام؛ اما پر از امید و آرزو که رویای رسیدن به هدف‌هایم را زنده نگه‌می‌داشت. هر روز، با شوقی وصف‌ناپذیر به سوی آینده‌ای که در ذهنم ترسیم کرده بودم،… بیشتر

آیا من به حق خود می‌رسم؟!

در این دنیای پر از چالش‌ها و دشواری‌ها، جایی که زندگی برای بسیاری از ما مانند یک مبارزه است، من و امثال من، دختران افغانستان، در دل این همه سختی، هنوز ایستاده‌ایم. هر روز، زمانی که از خواب بیدار می‌شوم،… بیشتر
میدیا \ جوانان