اعتماد (۵۷)- قصه‌ی سید جگرن و اکادمی پولیس

سید جگرن در ۲۷ ثور ۱۳۷۱، از مسیر غزنی و میدان‌شهر وارد کابل شد. شهر هنوز در تب‌وتاب روزهای نخست سقوط حکومت داکتر نجیب‌الله بود؛ روزهایی که در ظاهر، همه‌چیز رنگ پیروزی، امید و آغاز تازه داشت، اما در عمق،… بیشتر

اعتماد (۵۶)- معمای یک رابطه: دشمنی در تاریکی

رابطه‌ی احمدشاه مسعود و مزاری در دوران جنگ‌های کابل، یکی از پیچیده‌ترین و معماگونه‌ترین بخش‌های قصه‌ی این شهر است؛ رابطه‌ای که اگر تنها با زبان جنگ، اتهام، اتحادهای مقطعی و موضع‌گیری‌های رسمی خوانده شود، بخش مهمی از راز خود را… بیشتر

اعتماد (۵۵)- مزاری: «ما برای حق و کرامت می‌جنگیم»!

در یادداشت پیشین، از تصویر مزاری در برابر قدرت سخن گفتم؛ تصویری که در باد حادثه اهتزاز داشت، اما نمی‌لرزید. آن تصویر، تنها در شیوه‌ی نشستن، برخاستن و سخن‌گفتن او در برابر رهبران دولت و تنظیم‌ها خلاصه نمی‌شد. معنای عمیق‌ترش… بیشتر

اعتماد (۵۴)- مزاری؛ پرچمی که اهتزاز داشت نه لرزش!

به آخرین یادداشت‌های این فصل از کتاب «اعتماد» نزدیک می‌شویم؛ فصلی که عنوان آن را نیز از سخن مزاری خطاب به ربانی وام گرفته‌ام: «آرامش قبل از توفان». این تعبیر، تنها عنوانی برای مجموعه‌ای از رویدادهای تاریخی نیست؛ تصویری فشرده… بیشتر

اعتماد (۵۳)- هشدار مزاری: «آرامش قبل از توفان»

برای فهم سخنان مزاری در دیدار سی‌ام ثور ۱۳۷۱ و هشداری که با تعبیر «آرامش قبل از توفان» بیان کرد، باید چند هفته به عقب برگردم؛ به روزهایی که مزاری در مقام رهبر حزب وحدت، در چارچوب طرح جبل‌السراج، همراه… بیشتر