اعتماد (۴۱) – رسانه، روایت و صدای خاموش کابل

در یادداشت پیشین، از ساختاری گفتیم که بی‌اعتمادی را تولید می‌کرد؛ از احزابی که از هم بریده بودند و هر کدام در ناحیه‌ی خود زندگی می‌کردند. از منطق گلوله‌ای که جای قانون، داوری و گفت‌وگو را گرفته بود و از… بیشتر

اعتماد (۴۰): احزاب، بی‌اعتمادی و منطق گلوله

در یادداشت پیشین، مزاری را در میدان آتش دیدیم؛ انسانی که هم‌زمان در چند جبهه می‌ایستاد: با جنگ روبه‌رو بود، به آتش‌بس می‌اندیشید، با اسپانسرها دست‌وپنجه نرم می‌کرد، از حقوق شهروندی سخن می‌گفت و در میدانی حرکت می‌کرد که زبان… بیشتر

اعتماد (۳۹)؛ مزاری در میدان آتش

در یادداشت پیش، از سه ریشه‌ی پایداری غرب کابل سخن گفتیم: مزاری که ماند، مردمی که برای اولین بار احساس دیده‌شدن کردند و فرماندهانی که اسپانسرشان اعتماد مردم بود، نه پول بیرونی. اما یک پرسش در میان همه‌ی این روایت‌ها… بیشتر

اعتماد (۳۸) – غرب کابل؛ ناحیه‌ای که ایستاد

در یادداشت پیشین، از صادق سیاه، نصیر سوز و فرمانده شفیع یاد کردم؛ از انسان‌هایی که جوهر انسانی‌شان در پرتو نور مزاری آشکار شد. اما این انسان‌ها در خلأ زندگی نمی‌کردند. آنان به یک زمین، یک کوچه، یک خانه، یک… بیشتر

اعتماد (۳۷) – سه تکه الماس: صادق، نصیر، شفیع

در یادداشت پیشین، از اسپانسرها سخن گفتم؛ از آن دست‌های پنهان و آشکاری که با دلار، اسلحه و ایدئولوژی، پشت احزاب و فرماندهان ایستاده بودند. از قدرت‌هایی که وابستگی را به‌جای اعتماد نشاندند و منطق گلوله را بر منطق گفت‌وگو… بیشتر