اعتماد (۴۷) – کابل؛ جنگل سوخته، تقلا در بحران

وقتی امروز، پس از سال‌ها، به کابلِ پس از سقوط حکومت داکتر نجیب‌الله نگاه می‌کنم، آن شهر را تنها یک پایتخت فروپاشیده نمی‌بینم. کابل در ذهن من به جنگلی کهن می‌ماند؛ جنگلی که سال‌ها با همه‌ی خشکی‌ها، تاریکی‌ها، زخم‌ها و… بیشتر

اعتماد (۴۶) – 21 ثور؛ اولین «حرف» در «داخل»

روز بیست‌ویکم ثور ۱۳۷۱، در علوم اجتماعی بودم. هوا تازه و آفتابی بود؛ از همان آفتاب‌های ثور کابل که هنوز اندکی از سردی زمستان را در خود دارد، اما وعده‌ی گرما می‌دهد. در درون ساختمان علوم اجتماعی اما هوای دیگری… بیشتر

اعتماد (۴۵) – پیش‌زمینه‌های یک «حرف» در «داخل»

روز بیست‌ویکم ثور ۱۳۷۱، مزاری از مزار وارد کابل شد تا، چنان‌که وعده داده بود، «حرف» خود را در تریبون «داخل» بگوید. ما نیز در همان روزها در علوم اجتماعی بودیم؛ در همان ساختمانی که در یادداشت‌های پیشین، از ازدحام،… بیشتر

اعتماد (۴۴): علوم اجتماعی؛ نقطه‌ی ثقل میدان

فردای همان روزی که از غزنی برگشتم، دوباره به علوم اجتماعی رفتم. این بار قصدم آن بود که کار خود را عملاً شروع کنم. روز شنبه، نوزدهم ثور بود. نخستین کسی که در علوم اجتماعی دیدم، سید محمد سجادی بود؛… بیشتر

اعتماد (۴۳) – آمادگی ورود به میدان

در یادداشت پیشین، از هفتم و هشتم ثور به‌عنوان دو روی یک سکه سخن گفتم؛ از دو روزی که در ظاهر، یکی نشان کودتا بود و دیگری نشان پیروزی، اما در تجربه‌ی مردم، هر دو به «سرچپه‌شدن» بزرگ زندگی انجامیدند.… بیشتر