اعتماد (۴۳) – آمادگی ورود به میدان

در یادداشت پیشین، از هفتم و هشتم ثور به‌عنوان دو روی یک سکه سخن گفتم؛ از دو روزی که در ظاهر، یکی نشان کودتا بود و دیگری نشان پیروزی، اما در تجربه‌ی مردم، هر دو به «سرچپه‌شدن» بزرگ زندگی انجامیدند.… بیشتر

اعتماد (۴۲) – 7 و 8 ثور؛ «انقلاب یعنی سل‌چپه!»

زنده‌یاد قسیم اخگر، با طنزی تلخ و هوشمندانه، از صورت نوشتاری عددهای ۷ و ۸ استفاده می‌کرد و می‌گفت: «۷ را اگر سرچپه کنیم، ۸ می‌شود؛ و ۸ را اگر سرچپه کنیم، ۷ می‌شود.» این تعبیر ساده و طنزآلود، همیشه… بیشتر

اعتماد (۴۱) – رسانه، روایت و صدای خاموش کابل

در یادداشت پیشین، از ساختاری گفتیم که بی‌اعتمادی را تولید می‌کرد؛ از احزابی که از هم بریده بودند و هر کدام در ناحیه‌ی خود زندگی می‌کردند. از منطق گلوله‌ای که جای قانون، داوری و گفت‌وگو را گرفته بود و از… بیشتر

اعتماد (۴۰): احزاب، بی‌اعتمادی و منطق گلوله

در یادداشت پیشین، مزاری را در میدان آتش دیدیم؛ انسانی که هم‌زمان در چند جبهه می‌ایستاد: با جنگ روبه‌رو بود، به آتش‌بس می‌اندیشید، با اسپانسرها دست‌وپنجه نرم می‌کرد، از حقوق شهروندی سخن می‌گفت و در میدانی حرکت می‌کرد که زبان… بیشتر

اعتماد (۳۹)؛ مزاری در میدان آتش

در یادداشت پیش، از سه ریشه‌ی پایداری غرب کابل سخن گفتیم: مزاری که ماند، مردمی که برای اولین بار احساس دیده‌شدن کردند و فرماندهانی که اسپانسرشان اعتماد مردم بود، نه پول بیرونی. اما یک پرسش در میان همه‌ی این روایت‌ها… بیشتر