اعتماد (۲۹)؛ از زبان ایدئولوژیک تا کاریدور بدیل

در این یادداشت، می‌خواهم دو نوشته‌ی قدیمی‌ام را بازخوانی کنم؛ دو نوشته‌ای که در ماه حوت ۱۳۷۰ خورشیدی، در آخرین شماره‌ی «بشارت»، ارگان نشراتی شورای نمایندگی حزب وحدت اسلامی افغانستان در پاکستان، منتشر شده بودند. اصل این دو متن را،… بیشتر

«نگاهی به تاریخ جهان»؛ تاریخی که جواهر لعل نهرو در زندان آن را نوشت

در افغانستان امروز، حرف‌زدن از کتاب هیچ مقبول مردم نیست، گاهی شبیه حرف‌زدن از چیزی دور، غیرواقعی و غیرضروری به نظر می‌رسد. مردم و جوانان افغانستان طوری رفتار می‌کنند که ضرورت به آگاهی و کتاب را در رفتار خود حس… بیشتر

اعتماد (۲۸): حلقه‌ی بشارت؛ حلقه‌ی عبور

گاهی در زندگی، با لحظه‌هایی روبه‌رو می‌شویم که در همان هنگام، ساده، عادی و حتی کم‌اهمیت به نظر می‌رسند؛ اما سال‌ها بعد، وقتی به عقب برمی‌گردیم و از فاصله‌ی زمان به آن‌ها نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که همان لحظه‌های آرام و… بیشتر

اعتماد (۲۷): «میثاق وحدت»؛ سند ایستادن یا سکوی پرواز؟

در میان همه‌ی فصل‌هایی که در رهبری بابه مزاری به آن‌ها نزدیک شده‌ام، فصل «میثاق وحدت» برایم از همه ظریف‌تر، پرمعناتر و آموزنده‌تر است. ظریف است، زیرا در ظاهر با سندی روبه‌رو هستیم که زبان رسمی دهه‌ی شصت را با… بیشتر

اعتماد (۲۶): مزاری؛ مثل همه، فراتر از همه

کنگره‌ی حزب وحدت در بامیان، در سال ۱۳۷۰ خورشیدی، نقطه‌ی آغاز فهم طرح مهندسی بابه مزاری و گشایش «کاریدور بدیل» او در تاریخ تحول سیاسی و مدنی جامعه‌ی هزاره است. در این کنگره، بابه مزاری به ریاست شورای مرکزی، یا… بیشتر