خاطراتِ زمانی که به مکتب می‌رفتیم

امروز، مادرم مرا زودتر از روزهای دیگر صدا زد. لامپ را روشن کرد و مشغول درست‌کردن خمیر برای پختن نان شد. من به سختی چشمانم را باز کردم و به ساعت نگاه کردم که ساعت ۵:۴۵ صبح بود. باید کتاب… بیشتر

حکایت ریحانه؛ از شادی و سرور تا مرگ زودهنگام

وقتی که فصل بهار با تمام زیبایی‌هایش از راه می‌رسید و کوه‌ها لباس سفید برفی‌شان را به علف‌های سبز و گل‌های رنگارنگ زیبای بهاری می‌دادند، دختران قریه، گله‌ی گوسفندان‌شان را به کوه‌ها برای چرا می‌بردند. وقتی که گوسفندان شان مصروف… بیشتر

حقیقت‌های پنهان در دنیای دخترانه

دنیای دخترانه همیشه پر از رنگ و لطافت نیست. در واقع، این دنیا پر از پیچیدگی‌ها و ناپیداهایی است که هیچ کس جز خودِ دختر نمی‌تواند به درستی آن‌ها را درک کند. در هر نگاه، در هر قدم، یک دنیای… بیشتر

به جرم کودکی کردنم، مرا زندانی کردند

کاش می‌رفتم و حالا کوچ کرده بودم. این روزها دل‌های همه گرفته است. هرسو که می‌نگرم؛ جز درد، غصه و غم نمی‌بینم. دل‌ ما هم‌چنان گرفته است. این‌طوری اگر ادامه داشته‌باشد، بارِ غصه‌های‌ما هرگز کم نخواهد شد. نمی‌دانم از غصه‌ها… بیشتر

حُبِ حسین و درس‌هایی از آن

اقدام به نوشتن و سخن‌گفتن از این بحث عمیق و اقیانوس‌گونه، یعنی عاشورای حسینی، کاری ساده و آسان نیست. در ابتدا تصمیمی برای نوشتن درباره‌ی این موضوع نداشتم، زیرا شاید تحلیل عملکرد امام و یارانش و بازگویی دانه‌به‌دانه‌ی اتفاقاتی که… بیشتر
میدیا \ جوانان