ریور احمد؛ جرقه‌ای در درونم!

امروز هنگام گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی، متوجه داستان زندگی دخترِ قهرمانی از دیار جاغوری شدم که توانسته بود قله‌های بلند را فتح کند. وقتی وارد جزئیات زندگی‌اش شدم، فهمیدم که این دختر مبارز، در همین افغانستانِ پر از محدودیت زندگی… بیشتر

روزی که پای برهنه از مکتب برگشتم!

من راهی را طی کرده‌ام که مسیرش لبریز از چالش بود. از فراز و نشیب‌های بسیاری عبور کردم؛ اما هنوز هم در دل همین طوفان‌ها، برای رسیدن به آینده‌ی روشن تقلا می‌کنم. من می‌خواهم از آن روزی بگویم که زیبایی‌های… بیشتر

اشکِ مکتب

در ماه مبارک رمضان، آن‌گاه که دعاها به سوی آسمان بالا می‌رفت، فریادها زمین را می‌لرزاند. بزرگان روزه‌دار بودند با دل‌هایی پاک و لب‌هایی خاموش از شدت تشنگی؛ اما هیچ‌کس نمی‌دانست که قرار است امسال، سرخیِ خون جای افطاری را… بیشتر

از خیابان‌های ایران تا کوچه‌های کابل

در طول زندگی‌ام، «وطن» برای من واژه‌ای غریب و ناآشنا به حساب می‌آمد. برای کسی مثل من که تمام دوران کودکی و خاطراتش متعلق به دیار دیگری بود. برای کسی که در کوچه‌های خاکِ دیگری بازی کرده و با فرهنگ… بیشتر

هیچ‌جا وطن نمی‌شود

شنیدن نام زادگاهم کافی بود تا موجی از شادی و سرور در تمام وجودم جاری شود؛ آن‌قدر خوشحال بودم که انگار تمام فاصله‌ها میان من و آرزوهایم از بین رفته بود. به همین خاطر، وسایل سفرم را با هزاران امید… بیشتر
میدیا \ جوانان