صنفِ خالی و تخته‌ی سفید

فضای صنف را سکوتی مرگبار فرا گرفته است. صنف‌ها دیری‌ست که دیگر صدای معلم را در خود ندارند و دردناک‌تر از آن، تخته‌ی سفید و خالی است؛ نه الفبا، نه معادله‌ی ریاضی و نه حتی عنوان درس‌ها بر آن دیده… بیشتر

دخترِ ایده‌آل

دختر ایده‌آل… واژه‌ای که از کودکی بارها شنیده‌ایم؛ از مکتب، از خانواده، از آدم‌ها، از جامعه… همیشه یک تصویر برای ما ساخته‌اند: دختری که همیشه آرام است، همیشه مؤدب است، هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کند، و همیشه همان چیزی است که دیگران… بیشتر

سال نو، آغاز نو

اینکه می‌گویند سال نو، آغاز نو، ظاهراً شاید جمله‌ای خیلی ساده به نظر برسد، ولی اگر به عمق آن بنگریم، پرمعنا است؛ امیدی برای فصل تازه‌ای از زندگی. با آمدن سال نو، گویا هرچه در طبیعت است برای ورق زدن… بیشتر

سال نو با خستگی

تا آخر عمرم از ۱۴۰۴ متنفر می‌باشم. غمگین‌ترین نسخه‌ای از خودم را دیدم. حس می‌کنم در این سال پیر شدم. اول سال با انتظار زنگ مکتب شروع شد و بعد در انتظار این بودم که اجازه بدهند ما دختران بتوانیم… بیشتر

بدرود، ای سفر دوازده‌ ماه زندگی 

زندگی بر اساس معنا شکل می‌گیرد. زندگی، دوست‌داشتن، محبت، آرامش و در کنارش کمی ناراحتی است. هر دوی این‌ها معنای زندگی را کامل می‌کند. سال‌ها و همین‌طور روزها می‌گذرد، مثل آب روان؛ اما این سال برایم دیرتر از دیگر سال‌ها… بیشتر
میدیا \ جوانان