چشمان منتظر دختران، پشت دروازه‌های بسته‌ی مکاتب

حالا که سال جدید فرا رسیده‌است، دلم بیشتر از همیشه برای رفتن به مکتب شور می‌زند. آخرین سال‌ که با شور و هیجان یونیفورم مکتبم را اتو می‌زدم ‌را خوب یادم هست. زمستانِ پر مشغله و درسی داشتیم؛ بخاطر ویروس… بیشتر

آغاز سال جدید؛ ادامه‌ی آرزوهای‌ کهنه

زمستان کم‌کم رخت سفر بست و زمین را به آغوش گرم و پرمهر بهار سپرد. بهار از راه رسید فصلی که در آن زندگی دوباره جان می‌گیرد، نفس می‌کشد و امید در رگ‌های طبیعت جاری می‌شود. گل‌ها یکی‌یکی شکوفه می‌دهند،… بیشتر

بهارِ من کجاست؟

بهار، فصل زیبایی است؛ فصلی که با شکوفه‌های ظریف درختان میوه و عطر متفاوت و دل‌انگیزش، جان تازه‌ای به زمین و دل انسان‌ها می‌بخشد. در بهار، طبیعت از خواب طولانی زمستان بیدار می‌شود و زندگی دوباره تازه می‌شود. هر شاخه‌ای… بیشتر

برای بار پنجم، ۳۶۵ روز حسرت خوردم

امسال نیز آرام و بی صدا از کنارم گذشت. بی‌آنکه حضورش را حس کنم، در لای صفحات تاریخ‌اش روح و روانم را جا گذاشتم؛ در میان روزهایی که هیچ شباهتی به آرزوهایم نداشتند. میان ترس و امید، بی‌صدا قد کشیدم.… بیشتر

من می‌خواهم به مکتب بروم…!

سرود پرندگان، شکوفه‌های درختان، مژدگانی بهار را آورده است. در این میان، من با هزاران دلشوره و نگرانی منتظرم که چه وقت برایم اجازه‌ی رفتن به مکتب و دانشگاه داده می‌شود و این حسرت‌ها، دل‌خوشی و شوق آمدن بهار را… بیشتر
میدیا \ جوانان