دخترِ ماه
تکیه بر بالش قالینی سرخرنگ داده بود و انبوهی از بستههای نامنظم افکارش در سرش سنگینی میکرد. صبرش لبریز شد و به سوی پدرش که در حال نوشیدن چای سبز همراه با نقل وطنی بود و هر از گاهی با…
بیشتر