آیا آنها درست میگویند؟ نمیدانم از کجا شروع کنم، از چه بنویسم و چطور دغدغههای ذهنم را در اقیانوسِ… می 12, 2026 144
تو باید مرد باشی فضلاحمد کارمند یک شرکت خصوصی در کابل است. شرکتی که او در آن کار میکند،… می 12, 2026 841
هنر تولد دوباره در میان تاریکی از خستگی زیاد، خواب بر چشمانم سنگینی میکرد. روانِ افسرده و پریشانم توانِ تمرکز را… می 11, 2026 130
لبخند من، مسئولیت من زمانی که تلاش میکنم برای عزیزانم خوشی بیافرینم و با عشقی ساده ولی بامعنا، رفتار… می 11, 2026 122
در عبور تندبادها و تمنای یک زندگی عادی من یک دخترم، زنی از تبار آفتاب و صخره که در جغرافیای محدودیتها قد کشیده… می 11, 2026 120
از بیمحبتیها تا ساختن آشیانهی امید دختر جوانی در دهات زندگی میکرد. او در ایام کودکی مادرش را از دست داده… می 11, 2026 145
اعتماد (۲۷): «میثاق وحدت»؛ سند ایستادن یا سکوی پرواز؟ در میان همهی فصلهایی که در رهبری بابه مزاری به آنها نزدیک شدهام، فصل «میثاق… می 11, 2026 948
درسی که دیدگاهم را تغییر داد حرفهای زیادی شنیدم؛ گفتند یک دختر نمیتواند درس بخواند، کار کند، به رویاهایش برسد، پیشرفت… می 10, 2026 126
حرفی که تهِ دلم ماند…! وقتی به مکتب میرفتم، تمام دغدغهام درس خواندن و پیشی گرفتن از بقیه در امتحانات… می 10, 2026 126
تولد نور در دل محدودیت بادهای سرد بهاری، سوز عمیقی را در جان طبیعت پراکنده بودند. سپیدهدم آرامآرام جای آخرین… می 10, 2026 135
یاد آبی در حافظهی سنگ در کشور من، هیچ زنی دریا نیست. نه اینکه دریا بودن کوچک باشد، نه. بلکه… می 10, 2026 140