مدتی در تاریکی…! روزهای آخر امتحانات وسط سال بود. کم کم برای رفتن به رخصتیهای تابستانی آماده… مارس 16, 2026 67
محکوم به جرمی که خود در آن سهمی نداریم! امروز تنها در گوشهای نشستهبودم و به «ایکاش»های زندگیام فکر میکردم. ایکاشهایی که همهی ذهنم… مارس 16, 2026 53
محرم؛ یک یاد و یک راه محرم که میآید، گویا دلها آرام نمینشینند. آسمان رنگ دیگری میگیرد، زمین حال دیگری پیدا… مارس 16, 2026 70
محرم؛ فصل عشق و ایمان آن سال، محرم در روستای ما حال و هوای خاصی داشت. آسمان آبی با ابرهای… مارس 16, 2026 39
محرم امسال و شرایط دشوار مهاجران افغان نه پناه، نه وطن و نه امید؛ فقط چمدانهایی که دیگر هیچجا خانهیشان نیست و… مارس 16, 2026 51
محرم امسال و بازهم نگرانی ماه محرم آمده، باز هم آمده؛ با همان پرچمهای سیاه، با همان نوحهها و با… مارس 16, 2026 57
مادری برای فرزندان مادرش زنگ دروازه به صدا درآمد. لحظهای مکث کرد و بعد از چند ثانیه دوباره طولانیتر… مارس 16, 2026 56
مادران قافلهسالار تغییر و امید در پایان هر ماه ارزیابی دانشآموزانم را انجام میدهم. این ارزیابیها برای من همیشه لحظاتی… مارس 16, 2026 50
مادر، کاش همه سیاست را از تو آموخته بودند کتاب «چگونه سیاستمدار خوبی باشیم» را میخواندم که مادرم کنارم نشست. او خواندن و نوشتن… مارس 16, 2026 42
مادر، فرشتهی زندگی مادرم، تو فرشتهای هستی که خداوند برای روشن کردن مسیر زندگیام به من بخشیده است.… مارس 16, 2026 34
ما همه انسانیم، باید احترام شویم! در سرزمین من، در افغانستان، جاییکه هر روز زندگی برای دختران و زنان به مبارزهی… مارس 16, 2026 35
ما میتوانیم هر آن چیزی که میخواهیم باشیم از پنجرهی اتاقم بیرون را نگاه میکردم. برفها آرام و بیصدا از آسمان به زمین… مارس 16, 2026 39