دختری که با سایهاش حرف میزند در کوچهپسکوچههای شهر شلوغ و پراززدحام کابل، دختری به نام «دنیا» زندگی میکرد. او در… می 17, 2026 141
بیا خودمان را دوست داشته باشیم احساس کمارزشی و دلتنگی تمام وجودم را دربرگرفته بود و من مانده بودم و یک… می 17, 2026 128
اعتماد (۲۹)؛ از زبان ایدئولوژیک تا کاریدور بدیل در این یادداشت، میخواهم دو نوشتهی قدیمیام را بازخوانی کنم؛ دو نوشتهای که در ماه… می 17, 2026 788
هنرِ رقصیدن در طوفان در جغرافیایی که ما نفس میکشیم، زمان مفهومی غریب دارد. گاهی چنان کُند میگذرد که… می 16, 2026 123
نوشتن؛ تنها دوستم در تاریکترین روزها نوشتن برای من فقط یک مهارت یا مسیر حرفهای نیست؛ نوشتن برای من زندگی دوم… می 16, 2026 142
گرداب ناهمسان هر بار که باران میبارد، مرا به یاد روزی میاندازد که از کوچهای میگذشتم؛ آن… می 16, 2026 142
سرباز افغانستان؛ چکمههای جفتشده با امید حس غریبی تمام وجودم را فراگرفته است؛ احساس بیگانه بودن دارم. گهگاهی فکر میکنم از… می 16, 2026 133
زمین میخوردم؛ ولی در آخر باز هم میایستم با دردی خفیف در ناحیهی شکم به خواب رفتم؛ خوابی عمیق و آرام بود تا… می 16, 2026 147
«هدیهای در فراخوان خدا»؛ به مناسبت ماه مبارک رمضان روایت تکمیلی: 8 اشاره: متن «هدیهای در فراخوان خدا» شرحی است بر آیهی رمضان در… می 16, 2026 120
تولدِ دختر؛ بارشِ غم قطراتِ باران یکییکی بر روی صورتش میریختند. سرما تا مغز استخوانش نفوذ کرده بود؛ اما… می 14, 2026 206
به اندازهی غمهای دلم پیر شدم گاهی آدمها در آینه فقط چهرهشان را میبینند؛ اما من هر بار که به خودم… می 14, 2026 187
بازیهای سرنوشت سرنوشت چه بازیهای عجیبی با ما میکند. روزگاری پسری در کابل زندگی میکرد که از… می 14, 2026 210