آنجا که آرزوها بیصدا دفن میشوند
صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود که صدای اذان در کوچه پیچید. دختری از خواب بیدار شد؛ اما برخلاف سالهای گذشته، دیگر عجلهای برای آماده شدن و رفتن به مکتب نداشت. یونیفورم آبیرنگش سالها و ماهها بود که در گوشهای…
بیشتر