آینده‌ای که خودم می‌سازم

وقتی به آینده فکر می‌کنم، احساس‌های متفاوتی به سراغم می‌آید. گاهی هیجان‌زده می‌شوم و گاهی نگران؛ اما یک چیز را همیشه با اطمینان می‌دانم و آن این است که نمی‌خواهم منتظر بمانم تا کسی آینده‌ام را برایم بسازد. من می‌خواهم… بیشتر

او هنوز در قندوز زندگی می‌کند

«دخترم، این خربوزه‌ها مثل خربوزه‌های قندوز شیرین نمی‌شوند.» این را گفت و تکه‌ای از خربوزه‌ای را که از دکان خریده بود، دوباره داخلِ بشقاب گذاشت. نگاهش اما دیگر در آن آشپزخانه‌ی کوچک نبود؛ سال‌ها از آنجا دور شده بود و… بیشتر

نامه‌ای برای دخترانِ دور از وطن

نامه‌ام برسد به دستِ دخترانی که مهاجرت را به قیمتِ جان‌شان پذیرفتند؛ اما آن سوی مرز برای آموزش و تحصیل تلاش می‌کنند. سلامی درخشان‌تر از آفتاب تقدیم‌تان باد خواهران خوبم! دلم به وسعتِ آسمان برای‌تان تنگ شده است. وطن‌تان، افغانستان،… بیشتر

من اعتراض دارم!

من اعتراض دارم. جرم من این است که دختر به دنیا آمده‌ام. نه صدایم را شنیدند، نه رویاهایم را دیدند و نه حتی لحظه‌ای مرا به عنوان انسان نگاه کردند. پیش از آن‌که خودم را بشناسم، برایم تصمیم گرفتند و… بیشتر

صدایی که خاموش شده

امروز فلمی را دیدم. دختری در آن فیلم نقش بازی کرده بود که نمی‌توانست حرف بزند؛ چون از کودکی همیشه نادیده گرفته شده بود و هیچ‌کس او را تشویق نکرده بود تا صدایش را پیدا کند. حالا که بزرگ شده… بیشتر
میدیا \ جوانان