چرا آرزوهایم را ربودند؟

زندگی، مسیر پرپیچ‌ووخم و سنگلاخی است. گذر از آن دشوار است؛ اما حرکت به سوی هدف و عبور از این مسیر، گامی به سوی امید و روشنایی است. با اینکه جامعه‌ی ما با هزاران چالش مواجه است؛ اما ما برای… بیشتر

از سه سال دوری از مکتب می‌نویسم

سه سال است که مکتب نرفته‌ام؛ سه سال… شاید به نظر خیلی‌ها این سه سال مثل یک عدد باشد؛ اما برای من این عدد یکی از بدترین سال‌های زندگی‌ام بود. زمانی که طالبان آمدند، من صنف چهارم مکتب بودم. واقعاً… بیشتر

از تنهایی تا مقاومت در برابر مشکلات

من در سرزمینی هستم که سایه‌ی فقر و گرسنگی بر کوچه و خیابان‌هایش افتاده است؛ اما در همین سرزمین، زنانی هستند که در برابر مشکلات می‌ایستند و شکست را نمی‌پذیرند. چند روزی به عید مانده بود. ما همه کارهای خانه… بیشتر

زن در سایه‌ی مردسالاری

از روزی که یک نوزاد متولد می‌شود، فرقی ندارد که پسر باشد یا دختر، اذان و اقامه به گوشش می‌خوانند و سه بار می‌گویند تو فلانی هستی. بعد از رسیدن آن‌ها به سن بلوغ، هر دو چیزهای متفاوتی را تجربه… بیشتر

چراهای من

بعضی صبح‌ها، انسان با یاد کابوس‌های شب بیدار می‌شود؛ اما بازهم باید برخیزد، برنامه بسازد و ادامه دهد، چون برای ایستادن «دلیل» وجود دارد. قصه‌ای از روزی را می‌نویسم که تحولی در ذهنم ایجاد کرد. هرچند بار سنگینی در شانه‌هایم… بیشتر
میدیا \ جوانان